جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٧ - فصل هجدهم اسيران جنگى
الاية عدم الاسترقاق و لكن ثبت بالسنة[١].
آنچه كه درين فصل بايد مورد توجه قرار گيرد اين آيه مباركه قران است: فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها (محمد ٤) وقتى كفار را (در ميدان جنگ) ملاقات نموديد گردن آنان را بزنيد تا آن هنگاميكه زياد كشتيد (بقيه) آنان را به اسارت درآورديد سپس يا بر آنان منت نهاده (آزادشان كنيد) و يا عوض بگيريد تا اينكه جنگ اسلحهاش را (بر زمين گذارد (و كفار نتواند ديگر بجنگ شما ادامه دهند).
ممكن است از آيه چنين فهميد كه آن دسته از كفاريكه در اواخر جنگ و پس از كشتار زياد آنان اسير ميشوند حتى اگر مقاومتهاى پراكنده جزئى هم وجود داشته باشد، اسير شوند، واجب القتل بلكه جايز القتل هم نيستند و حكم تخيير شامل حال آنان نيز ميگردد. و جواز استر- قاق و برده نمودن را ميتوان در كلمه منت داخل نمود زيرا نكشتن حتى؛ استرقاق منت است ولى با مطالعه تمام آيه خالى از اشكال نيست و لذا حكم استرقاق مستند به سيره عملى ميباشد.
بعضى از معاصرين اثخان را به معناى بسيار كشتن تفسير ننموده است بلكه آنرا به تضعيف كفار بزخمى نمودن آنان تفسير نموده است و امام را بين قتل و منت نهادن و فديه گرفتن و استرقاق بعد از جنگ و در اثناى جنگ مخير دانسته است، و از كشتن هزاران اسير يكه در اثناى جنگ بدست مسلمانان مىافتند استبعاد نموده و آنرا مخالف موازين عقلى پنداشته است، ولى او از ظاهر آيه مباركه فوق جواب درستى داده نتوانسته است
اينهم چند فرع ديگر:
١- مراد از ختم جنگ بسر رسيدن جنگ بطور كلى ميباشد و موقع خواب و استراحت دو لشكر حكم اثناى جنگ را دارد هرچند كه جنگ
[١] براى بقيه اقوال علماى اهل سنت به ص ٦٨٦ ج ٢ فقه السنة مراجعه شود.