جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠١ - فصل دهم جهاد دفاعى
جهاد اگر واجب عينى باشد، يعنى مجاهدين باندازه كافى وجود نداشته باشد، واجب است كه فرزند حتى با نهى والدين و اذيت شدن آنان بسوى جهاد رود و اگر واجب كفايى باشد مىتواند كه بدون آگاه ساختن والدين به جبهه رود ولى اگر بفهمند و از رفتن فرزند به جبهه اذيت شوند، فرزند نبايد به جبهه برود چون جهاد واجب كفايى است و مجاهدين باندازه كافى وجود دارند.
دوم اينكه: اگر كفار در ميدان جنگ مسلمانان را سپر قرار دهند و بدين وسيله بخواهند مانع از پيروزى مسلمانان شوند جايز است مسلمانان را كشت زيرا حفظ دين و نشر قرآن از حفظ نفس چند مسلمان مهمتر است.
نقل كلام يك فقيه.
يكى از فقهاى نامدار ميگويد: جهاد كفائى اينست كه كفار بر مسلمين هجوم ببرند كه از نابودى اسلام بترسند و يا كافر قصد مسلط شدن و استيلا بر شهرهاى مسلمانان (و سرزمينهاى اسلامى) و اسير كردن آنان و گرفتن اموال آنان را داشته باشد، اين جهاد بر آزاد و برده و زن و مرد و سالم و مريض و كور و لنگ و غير آنان اگر بآنان نيازى احساس شود واجب است و بر اذن امام موقوف نيست و نه بكسانى كه كفار قصد آنانرا نمودهاند مختص است، بلكه اين جهاد بر هركس كه از تجاوز آگاه شود و علم بتوانائى تجاوزشدگان بدفاع از خود نداشته باشند واجب است و وجوب آن بر نزديكان (بمحل- حادثه) مؤكد ميشود[١]
در جاى ديگرى مينوسد: نعم قد يمنع الوجوب بل قد يقال بالحرمة لو اراد الكفار ملك بعض بلدان الاسلام او جميعها فى هذه الازمنة من حيث السلطنة مع بقاء المسلمين على اقامة شعار الاسلام و- عدم تعرضهم فى احكامهم بوجه من الوجوه ضرورة عدم جواز التغرير بالنفس من دون اذن شرعى بل الظاهر اندراجه فى النواهى عن القتال فى زمن الغيبة مع الكفار فى غير ما استثنى، اذ هو
[١] ص ١٨ ج ٢١ من الجواهر