خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٨ - ٤/ ٨ نامه اى تاريخى به وزير حج عربستان
اگر در چيزى بگومگويتان شد، به خدا و رسول خدا ارجاعش دهيد (نساء/ ٥٩).
پس، وجوب تمسّك به سنّت نبوى، نيازى به حديث ياد شده ندارد؛[١] اما نكتههايى كه درباره حديث ثقلين به آنها مىپردازم، به اين شرح اند:
متن حديث ثقلين در كتابهاى «صحاح» و «سنن» و «مسانيد» اهل سنّت، اينگونه آمده است:
مسلم در صحيح خود با سندش از زيد بن ارقم در يادكرد سخنرانى رسول خدا صلى الله عليه وآله در آبگير خُم اين چنين آورده است:
اما بعد! اى مردمان! من هم بشرى هستم، كه نزديك است فرشته پروردگارم [براى گرفتن جانم] بيايد و من پاسخش گويم. من در ميان شما دو چيز گرانبها مىگذارم: يكى كتاب خدا كه در آن، هدايت و نور است. پس كتاب خدا را برگيريد و به آن، چنگ بزنيد.
آن گاه پيامبر، به كتاب خدا تشويق و ترغيب كرد، و سپس فرمود:
و ديگرى اهل بيتم. در حقّ اهل بيتم خدا را به يادتان مىآورم. در حقّ اهل بيتم، خدا را به يادتان مىآورم. در حقّ اهل بيتم خدا را به يادتان مىآورم.[٢]
تِرمِذى با سند صحيح، از جابر بن عبدالله انصارى، سخنرانى رسول خدا صلى الله عليه وآله را در عرفه اين گونه نقل كرده است:
هلا اى مردمان! من در ميان شما چيزى را به جا مىگذارم كه اگر آن را بگيريد، هرگز گمراه نمىشويد: كتاب خدا و عترتم؛ اهل بيتم.[٣]
[١]. بحث درباره منع كتابت حديث پس از پيامبر صلى الله عليه و آله كه تا عصر عمر بن عبد العزيز در سال ١٠٠ هجرى ادامه يافت و آنچه در اين مدّت بر سر« سنّت» آمد، مجال ديگرى مىطلبد.
[٢]. صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٣، ح ٢٤٠٨؛ سنن الدارمى، ج ٢، ص ٨٨٩، ح ٣١٩٨.
[٣]. سنن الترمذى، ج ٥، ص ٦٢٢، ح ٣٧٨٦؛ ترمذى پس از نقل حديث، نوشته است: اين حديث، حسن و در عين حال از جهت اوّلين راوى غريب است. شيخ ناصر الدين آلبانى، اين حديث را صحيح دانسته است( سلسلة الاحاديث الصحيحة، ج ٤، ص ٣٥٦، ح ١٧٦١).