خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - ٥/ ١ خاطره اى از سفر به اسپانيا«مسلمان شدن يك استاد مسيحى دانشگاه»
جلد قرآن براى من فرستاد. وقتى قرآن را باز كردم، اولين مطلبى كه خواندم، اين بود: «اين كتاب را فقط افراد پاك و مؤمن مىتوانند لمس كنند.»[١]
اين جمله مرا تكان داد و به فكر وا داشت. به مدّت يك هفته با خودم فكر مىكردم كه اين جمله حامل چه پيامى براى من است. مىدانستم كه قرآن كتابى مقدس است كه بر پيامبر اسلام نازل شده است و در آن هيچ تناقضى وجود ندارد و برخلاف انجيل كه نُسَخ متفاوت و گوناگونى از آن وجود دارد، قرآن در همه جاى دنيا يكى است.
پس از يك هفته تفكر به اين نتيجه رسيدم كه جمله مزبور به مفهوم آن است كه بايد هرگونه پيش ذهنيّتى را در باره اسلام فراموش كنم، هرگونه تفكر مادىگرايى مبتنى بر طبيعت را كنار بگذارم و با صداقت و راستى جملات و آيات قرآن را مطالعه كنم. براى همين، تصميم گرفتم با اين نيّت قرآن را بخوانم.
قبل از باز كردن قرآن، يك برنامه تلويزيونى تماشا مىكردم كه دكتر كوستوCosto (محقق فرانسوى) آن را تهيه كرده بود. به موجب تحقيقات وى يك موجود زنده دريايى به نام مامىفِروMamifero (ماموتها) كه شش پا بوده، در طول ميليونها سال، مسير تبديل شدن به ماهى را طى كرده است. پس از ديدن اين برنامه، قرآن را باز كردم و با اين جمله مواجه شدم: «حيات از آب پديد آمد.»[٢]
من شروع به خواندن قرآن كردم و هويت خود را بازيافتم؛ زيرا هر آنچه در قرآن مىخواندم مبتنى بر عقايد و باورهايم بود و چيز عجيبى برايم نبود. لذا شروع به برقرارى تماس با مسلمانان كردم و به اين ترتيب با يك جوان مراكشى آشنا شدم كه به تعميق هر چه بيشتر من در آشنايى با قرآن كمك زيادى كرد.
من در مقطعى از زمان در مركز «هنرهاى زيبا» در پاريس تدريس مىكردم. در آن هنگام اكثر كسانى كه در آنجا بودند آنارشيست يا كمونيست بودند، امّا من با عينك
[١]. آيه ٧٩ از سوره واقعه:\i( لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ)\E.
[٢]. اشاره به آيه:\i( وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ)\E.( انبيا: ٣٠).