خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٩ - ٤/ ١٤ حادثه اى آموزنده در آتش سوزى منا
٤/ ١٤ حادثهاى آموزنده در آتشسوزى مِنا
گاه انسان تصوّر مىكند كه چيزى به صلاح اوست امّا خداوند متعال، كار ديگرى را مصلحت او مىداند. در اين باره حاج آقا رضا سلطانى[١] خاطرهاى را نقل كرد كه جالب و آموزنده است:
در سال ١٣٥٤ هجرى شمسى قرار بود با زائرانى از استان چهار محال و بختيارى به حج مشرف شويم. در آن زمان، نيازهاى حاجيان از قبيل: مسكن، حمل و نقل، خيمه و چادر در عرفات، منا و ... توسط حملهداران[٢] تهيه و تدارك مىشد. من در اين راستا براى آمادهسازى و فراهم آوردن امكانات، به عربستان رفته، منازل مورد نظر را در مكه و مدينه اجاره كردم. سپس براى مشخص نمودن خيمههاى عرفات و منا، به آقاى محمدعلى غَنّام كه هماكنون رئيس مؤسّسه مطوّفين[٣] است مراجعه كرده، از وى خواستم خيمههاى ما را در قطعه زمينى بزرگتر در نظر بگيرد، چون او در دو منطقه از منا زمين داشت كه در زمين بزرگتر، كاروانهاى قم (همشهرىهاى من) و تعدادى از دوستان كارواندار من نيز اسكان داده شده بودند.
[١]. ر. ك: ص ٢٦( پانوشت).
[٢]. حملهدار: كارواندار؛ مدير كاروان حج.
[٣]. مُطَوِّف: كسى كه دفتر خدمات حج دارد و امكانات و وسايل لازم را به مدير كاروانها اجاره و كرايه مىدهد.