خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٢ - ٥/ ٤ خاطره اى از سفر به فيليپين«سرگذشت يك مبلغ توانمند مسيحى كه مسلمان شد»
مىگويد. دانستم كه اين كلمات، كلمات انسان نيست، حتى متن انگليسى قرآن كريم نيز مرا جذب مىكرد.
آيات قرآن همگى درس است. وقتى كه در باره بهشت مىفرمايد و شما را به اعمال نيك فرا مىخواند تا به بهشت برين دست يابيد، يتيمان را پناه دهيد، آنها را اطعام كنيد، نماز به جاى آوريد و به نيازمندان كمك كنيد، همگى از امور اساسى در دين محسوب مىشوند كه شنيدن آن اشك را بر چشمان من جارى مىكند؛ زيرا اينها همان مفاهيمى هستند كه من به دنبال آنها بودهام.
در قرآن به آيات ديگرى هم مىرسيم كه از تاريخ مردمى مىگويد كه عذاب الهى بر آنها نازل شد. صحبت از قوم عاد، ثمود، نوح، فرعون و ديگر اقوام مطرح مىشود كه همگى آنان عبرت آموز است و درسهايى از گذشته برايمان دارد تا بفهميم كه چه كارهايى بايد انجام دهيم يا ندهيم؛ زيرا آنها تمدنهاى گذشته بودند، مردمى بزرگ در گذشته كه نه تنها ايمان نداشتند، بلكه عليه پيامبران خود گام بر داشتند، آنها حتى تا آنجا پيش رفتند كه پيامبران را مثله كردند. لذا به خاطر آنچه انجام دادند به شدت مجازات شدند.
بر من عيان شد كه انسانها بايد عمل صالح انجام دهند. بايد به اين حقيقت ايمان كامل داشته باشيم كه زندگى اين جهان، زندگى ابدى نيست، موقتى است و ما در اين جهان براى مدتى طولانى باقى نمىمانيم. قرآن به ما آموخته است كه اين زندگى موقتى است.
خداوند توصيه مىفرمايد كه مؤمنان بايد كارهاى نيك هر چند كوچك را انجام دهند كه براى آنها پاداشى است و در مقابل از هر كار بدى بپرهيزند، هر چقدر هم كه كوچك باشد، براى آن تنبيهى هست. اين جملات براى اثبات عدالت پروردگار كفايت مىكند. در واقع اين بيان قرآن توصيهاى كامل است كه ذهنيت مرا از الهياتى كه در مسيحيت به عنوان مبلغ مسيحى آموخته بودم تغيير داد. براى من قرآن بسيار جذاب است و ديد، ذهن و نگاه مرا تغيير داده است.