خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٤ - ١/ ٢٠ محجبه شدن يك خانم بى حجاب در زوريخ
١/ ٢٠ محجّبه شدن يك خانم بىحجاب در زوريخ
خاطره سوم جناب آقاى محمدرضا خُرّميان[١] اين چنين است:
سال ١٣٨٥ و ١٣٨٦ دو مرتبه به شهر زوريخ كه از شهرهاى بزرگ كشور سوئيس است، دعوت شدم. در آنجا مسجدى هست به نام «امام على عليه السلام» كه متعلق به ايرانيان مقيم زوريخ است. البته شيعيان افغانى و عراقى هم در آنجا حضور مىيابند.
هر دو دعوت در ماه محرم الحرام بود. بنده هر شب نماز جماعت مغرب و عشاء را اقامه مىكردم و سپس چند دقيقهاى قرآن تلاوت كرده، بعد از آن حدود يك ساعت پيرامون علل قيام امام حسين عليه السلام و بعضاً احاديث اخلاقى سخنرانى مىكردم. پس از آن عزادارى و توسل و سينهزنى مفصل و روضهخوانى سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام شروع مىشد كه خودم همه را مىخواندم. پس از دعا و اتمام مراسم نيز، شام داده مىشد.
در چندين شب متوالى وسط روضه خواندن متوجه شدم كه در قسمت خانمها كه پشت پرده بودند، خانمى با صداى بلند گريه مىكند و بعضاً جيغ مىكشد و نعره مىزند. از آقاى خيابانى كه مسئول و گرداننده مسجد بود پرسيدم: آيا اين خانم مشكلى دارد و يا مثلًا اولادش فوت شده كه اين طور گريه و ناله مىكند؟
[١]. ر. ك: ص ٧٤( پانوشت).