خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٢ - ٥/ ١٣ تعليم نماز در عالم رؤيا
٥/ ١٣ تعليم نماز در عالم رؤيا
خاطره ديگرى از جناب حجة الاسلام و المسلمين سيد علىاكبر اجاقنژاد:[١]
در حدّ فاصل سالهاى ١٣٥٩ تا ١٣٦١ حدود سه سال در شهرستان مرزى آستارا اقامت داشتم. در آستارا مسجد بزرگ يا جاى مناسبى كه بتوان در آنجا نماز جمعه را اقامه كرد وجود نداشت و به خاطر بارانى بودن هواى منطقه اقامه نماز در فضاهاى آزاد مانند حياط استاديوم نيز مقدور نبود. لذا حقير به عنوان امام جمعه وظيفه داشتم جهت اجراى اين فريضه الهى نسبت به تأسيس مصلاى مناسب شهر اقدام نمايم. براى همين منظور با همكارى معتمدين محل و مسئولين مربوط و مردم عزيز، نسبت به تأسيس مصلا در حياط مسجد جامع شهر كه از وسعت خوبى برخوردار بود اقدام كردم.
در تابستان سال ١٣٦٠ زيلوى بزرگى به گوشهاى از حياط انداخته و اينجانب قسمتى از روز را جهت نظارت بر امور تأسيساتى مسجد در آنجا حضور مىيافتم. به خاطر حضور حقير عدهاى از مؤمنين خصوصاً جوانان جمع مىشدند و ضمن استفاده متقابل و طرح مسائل شرعى و معارف اسلامى مجلس انس و محفل الفتى تشكيل مىشد.
[١]. ر. ك: ص ١٤٤( پانوشت).