خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢ - ١/ ٥ شفاى بيمار با عنايت اميرمؤمنان عليه السلام
١/ ٥ شفاى بيمار با عنايت اميرمؤمنان عليه السلام
حجة الاسلام و المسلمين حسينعلى نيّرى در تاريخ ٥/ ٤/ ١٣٨٠ بنا به تقاضاى اينجانب دو خاطره از توسلات مرحوم علامه امينى را به صورت مكتوب ارسال كرد. خاطره اوّل چنين است:
در تابستان ١٣٤٥ مرحوم علّامه بزرگوار امينى قدس سرّه الشريف براى گذراندن تابستان به جابان از روستاهاى دماوند تشريف آورده بودند. اينجانب با توفيق خداوند متعال چند بار به زيارت ايشان نائل شدم. جريانات زير از بركات آن زمان است كه در ذهنم باقى مانده است.
علامه امينى نقل كردند: شخصى بود به نام ملّا حبيب كه از عشاير چادرنشين اطراف نجف اشرف بود. گاهى كه براى انجام كارهايش به نجف مىآمد، به ديدن من هم مىآمد. يك بار آمد و گفت: آمدهام كه ديگر در نجف مجاور باشم. منزلى در نجف اشرف تهيه كرد، و ارتباطش هم با من برقرار بود.
روزى پيشخدمتش به منزل ما آمد و گفت: ملّا حبيب سخت مريض است و من را فرستاده كه از شما خواهش كنم در حرم اميرالمؤمنين عليه السلام برايش دعا كنيد كه خداوند شفايش دهد.
من بيشتر، شبها مشرّف مىشدم و روز به حرم نمىرفتم. ولى براى گرفتارى و تقاضاى اين بنده خدا كه با من دوستى داشت، تصميم گرفتم كه به حرم بروم. لباس