خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٠ - ٥/ ١٥ كرامتى از علامه امينى رحمه الله
٥/ ١٥ كرامتى از علامه امينى رحمه الله
در تاريخ ٢٧/ ١١/ ١٣٧٨ همراه با حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاى على اكبر الهى خراسانى، مدير عامل بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، طبق قرار قبلى، به ديدار حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاى سيد حسن دُرافشان رفتيم. وى در خانهاى بسيار قديمى زندگى مىكرد. ديوار اتاقى كه ما با ايشان در آن ديدار كرديم، مانند ديوارهاى حياط، آجرى بود. ايشان چهرهاى نورانى و حاكى از باطنى باصفا و معنوى داشت.
پس از احوالپرسى، از وى تقاضا كردم شمارى از خاطرات آموزنده خود را براى ما تعريف كند. داستانهاى جالب و بسيار آموزندهاى را تعريف كرد.[١]
يكى از آن داستانها، خاطرهاى بود از علامه عبد الحسين امينى، مؤلف كتاب الغدير.
ايشان فرمود: در سفر به نجف، به ديدار علامه امينى رفتم. وى به من گفت: چرا خواندن كتاب الغدير[٢] را براى مردم، ترك كردى؟
[١]. احتمالًا داستان تشرف ايشان به محضر امام عصر عجل الله تعالى فرجه كه در صفحه ٩٢ آمده نيز يكى از آن داستانها بود كه چون آن را بلافاصله يادداشت نكردم، جزئياتش از خاطرم رفت و لذا از آية الله سيّد جعفر سيدان خواستم آن را برايم نقل كرد.
[٢]. ر. ك: ص ٢٩.