خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٤ - ٤/ ٤ معرفت جويى يك مالزيايى در عرفات
به او گفتم: به نظر مىرسد شما خيلى دغدغه معرفت پروردگار را داريد و حتماً از او طلب كردهايد تا شما را به خود نزديك كند؟
اشك مىريخت و مىگفت: همينطور است كه شما مىگوييد و يادداشتهاى خود را كه در روز عرفه نوشته بود بيرون آورد و به من نشان داد كه چگونه عاجزانه از خداوند، طلب معرفت كرده است!
گفتم: مىخواهى راه ميانبر را به شما نشان بدهم؟
مشتاقانه گفت: بله.
گفتم: راه معرفت پروردگار، معرفت اهل بيت عليهم السلام و ولايت ايشان است.
گفت: ولايت يعنى چه؟
آيه ولايت[١] را بيان كردم. ولايت مطلقه الهى را برايش توضيح دادم. معناى واژه «ولىّ» و اينكه ولايت رسول خدا صلى الله عليه وآله چه ارتباطى با ولايت «الله» دارد و در مرتبه بعد «وَ الَّذِينَ آمَنُوا ...» را توضيح دادم، كه با توجه به قيودى كه آيه بيان مىفرمايد قضيه عمومى نيست و شخصيه است.
بعد پرسيدم: خوب، مصداق اين قضيه شخصيه، كدام شخص است كه اين آيه در حقّش نازل شده است و ولايتش در طول ولايت رسول خدا و خداوند است و به بيان ديگر، همه اين ولايتها مراتب يك حقيقت است؟
گفت: نمىدانم.
منتخب تفسير الطبرى همراهم بود. ذيل آيه ٥٥ از سوره مائده را نشانش دادم كه مىگويد: برخى گفتهاند «انزِلَت فى عَلىِّ بنِ أبى طالِبٍ، مَرَّ بِهِ سائِلٌ فى رُكوعٍ، فَنَبَذَ إلَيهِ خاتَمَهُ ...».[٢] در ادامه گفتم پيامبر صلى الله عليه وآله خود فرمودند:
«أنَا مَدينَةُ العِلمِ وعَلىٌّ بابُها»،[٣]
بايد از در وارد شد و الّا نمىتوان به حقيقت دست يافت.
[١]. مائده، آيه ٥٥.\i( إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)\E.
[٢].« اين آيه درباره على بن ابىطالب نازل شد كه گدايى از كنارش گذشت و او در حال ركوع، انگشترش را به وى بخشيد».
[٣]. من شهر علم هستم و على دروازه آن.