حكمت نامه عيسى بن مريم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٥ - ٥/ ١ دنيادوستى
پس چگونه خداوند، ديدار شما را دوست داشته باشد در حالى كه شما ديدار او را ناخوش مىداريد؟! خداوند، تنها، ديدار كسى را دوست دارد كه دوستدار ديدار اوست، و ملاقات كسى را نمىپسندد كه ديدار او را ناخوش دارد. چگونه مىپنداريد كه فقط شما دوست خداييد و نه ديگران، حال آن كه از مرگ مىگريزيد و به دنيا چنگ مىزنيد؟
مرده را چه سود، بوى خوش حنوطش و سفيدى كفنش، در حالى كه همه اينها در زير خاك است؟! همچنين شما را چه سود، زرق و برق دنيايى كه در چشم شما جلوهگرى مىكند، امّا همهاش رو به نيستى و زوال است؟!
شما را چه سود، پاكيزگى پيكرهايتان و روشنى رنگهايتان، در حالى كه به سوى مرگ مىرَويد و در خاك، به دست فراموشى سپرده مىشويد و در تاريكى گور، فرو مىرويد؟!
٢٩٣. عيسى بن مريم عليه السلام: واى بر دنيادار! چگونه مىميرد و آن را بر جاى مىنهد، و از دنيا آسوده خاطر مىشود، ولى دنيا فريبش مىدهد، و به آن اعتماد مىكند؛ ليك دنيا رهايش مىكند؟! واى بر فريب خوردگان دنيا، كه آنچه را ناخوش مىدارند بر سرشان مىآورد، و آنچه را دوست مىدارند، از آنها مىگيرد، و آنچه را بدان تهديدشان كرده است، نزدشان مىآورد!
٢٩٤. امام صادق عليه السلام: عيسى بن مريم عليه السلام بر آبادىاى مىگذشت كه مردم آن و پرندگان و چرندگانش، همه مرده بودند. فرمود: «بدانيد كه اينها به عذاب مردهاند؛ كه اگر [به مرگ طبيعى] مرده بودند، قطعاً يكديگر را به خاك مىسپردند».
حواريان گفتند: اى روح و كلمه خدا! دعا كن خداوند اينان را براى ما زنده گردانَد تا به ما گزارش دهند كه كردارهايشان چه بوده است [كه به عذاب دچار