حكمت نامه عيسى بن مريم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١ - سرآمد حكيمان
خَشيَةُ اللَّهِ رَأسُ كُلِّ حِكمَةٍ.[١]
بيم از خداوند عز و جل، اساس هر حكمتى است.
حكمت حقيقى، جاذبهاى عقلانى بر ضدّ كششهاى نفسانى است[٢]
كه هر اندازه در جان انسانْ قوّت يابد، به همان اندازه، تمايلات نفسانى در او ضعيف مىشوند،[٣]
تا آن جا كه كاملًا از بين مىروند.[٤]
در اين حال است كه عقل به طور كامل، زنده مىگردد[٥]
و اداره انسان را به دست مىگيرد و از آن پس، زمينهاى براى انجام دادن كارهاى ناشايست، در وجود انسان، باقى نمىمانَد. در نتيجه، حكمت، با عصمت، همراه مىگردد[٦]
و در نهايت، همه ويژگىهاى حكيم و عالِم حقيقى، براى آدمى حاصل مىگردد و در بالاترين مراتب علم و حكمت، به والاترين درجات خودشناسى، خداشناسى، امامت و رهبرى دست مىيابد.
سرآمد حكيمان
پيامبران الهى، سرآمد حكيمانى هستند كه به قلّههاى حكمت علمى، عملى و حقيقى دست يافتهاند، و از جانب خداوند سبحان، مأمور آموختن علم و حكمت به جامعه بشر شدهاند.
[١]. حلية الأولياء: ج ٢ ص ٣٨٦، مسند الشهاب: ج ١ ص ٥٩ ح ٤١.
[٢]. اشاره است به روايتى از امام صادق عليه السلام:« الحكمة ضدّ الهوى؛ حكمت، ضدّ هوس است»( الخصال: ص ٥٩١ ح ١٣).
[٣]. اشاره است به حديثى از امام على عليه السلام:« كلّما قويت الحكمة ضعفت الشهوة؛ هر گاه حكمت نيرومندگردد، خواستههاى نفسانى ضعيف مىشوند»( غرر الحكم: ح ٧٢٠٥).
[٤]. اشاره است به حديثى از امام على عليه السلام در وصف مؤمن:« ميتة شهوته؛ خواستههاى نفسش مُردهاند»( نهجالبلاغة: خطبه ١٩٣).
[٥]. اشاره است به حديثى از امام على عليه السلام در وصف سالك إلى اللَّه:« قد أحيا عقلَه وأمات نفسَه؛ خِردش رازنده كرده و نفسش را ميرانده است»( عيون الحكم والمواعظ: ص ٣٦٦).
[٦]. ر. ك: دانشنامه عقايد اسلامى: ج ٢ ص ٣٨١( معرفتشناسى/ بخش پنجم/ فصل سوم: آثار حكمت/ عصمت).