حكمت نامه عيسى بن مريم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٣ - ٥/ ٧ دورويى
به درد بى درمان.
٣١٥. عيسى بن مريم عليه السلام- به حواريان-: تن را چه سود كه برونش درست باشد و درونش تباه؟! و شما را چه سود كه پيكرهايتان خوشايندتان باشد و دلهايتان تباه؟! و شما را چه سود كه پوستهايتان (ظاهرتان) را پاكيزه كنيد و دلهايتان (باطنتان) آلوده باشد؟!
٣١٦. عيسى بن مريم عليه السلام: اى دانشمندان فاسد! به مردم دستور مىدهيد كه روزه بگيرند و نماز بخوانند و صدقه (/ زكات) بدهند و خود به آنچه دستور مىدهيد، عمل نمىكنيد و آنچه را مىآموزيد، به كار نمىبنديد. وه كه چه بد داورى مىكنيد! به گفتار و آرزوها توبه مىكنيد و به هواى نفس عمل مىكنيد! شما را چه سود كه پوستهايتان (ظاهرتان) را پاكيزه كنيد و دلهايتان (باطنتان) آلوده باشد؟
٣١٧. عيسى بن مريم عليه السلام: شما را چه شده است كه نزد من با جامه راهبان مىآييد در حالى كه دلهايتان، همچون دل گرگهاى درنده است؟! جامه شاهان بپوشيد؛ ليك دلهايتان را با ترس [از خدا] بميرانيد.
٣١٨. عيسى بن مريم عليه السلام: من شما را همچون قوچ مىفرستم تا برّههاى بنى اسراييل را گرد آوريد[١]
. پس چون گرگهاى درنده نباشيد كه مردم را مىدرند. برّهها را دريابيد.
شما را چه مىشود كه با جامههاى مويين [نزد من] مىآييد در حالى كه دلهايتان، دل خوك است. جامه شاهان بپوشيد؛ ليك دلهايتان را با ترس [ازخدا] نرم سازيد.
٣١٩. عيسى بن مريم عليه السلام- خطاب به عالمان بنى اسراييل-: با مردم چونان گرگِ دزد
[١]. در لسان العرب آمده:« مراد از قوچ، علماى بزرگ است، و از بره، كودكان و نادانان». يعنى شما را بهسراغ آنها مىفرستم تا با تعليم و تربيت آنها، از هلاكت نجاتشان دهيد.