حكمت نامه عيسى بن مريم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠ - ٣ حكمت حقيقى
٢. حكمت عملى
حكمت عملى، برنامه عملىِ رسيدن به مرتبه انسان كامل است. از نگاه قرآن و احاديث، هم دانش و هم عملى كه مقدّمه تكامل انسان اند، «حكمت» ناميده مىشوند، با اين تفاوت كه دانش، پلّه نخست تكامل، و عمل، پلّه دوم آن است.
احاديثى كه حكمت را به فرمانبرى از خداوند متعال، مدارا با مردم، دورى از گناهان، و اجتناب از نيرنگْ تفسير كردهاند، به اين نوع از حكمت، اشاره دارند.[١]
٣. حكمت حقيقى
حكمت حقيقى، نورانيّت و بصيرتى است كه در نتيجه به كار بستنِ حكمت عملى در زندگى، براى انسان، حاصل مىگردد. در واقع، حكمت علمى، مقدّمه حكمت عملى، و حكمت عملى، سرآغاز حكمتِ حقيقى است و تا انسان بدين پايه از حكمت نرسيده است، حكيمِ حقيقى نيست، هر چند بزرگترين استاد حكمت باشد.
حكمت حقيقى، در واقع، همان جوهر دانش و نورِ دانش و دانشِ نور است. از اين رو، خواصّ دانش حقيقى و آثارش، بر آن، مترتّب مىگردد، كه از مهمترينِ آنها بيم از خداوند متعال است:
«إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.[٢]
از بندگان خدا، تنها دانايان اند كه از او بيم دارند».
در كلام پيامبر خدا، حكمت حقيقى، عيناً بر اين اثر، منطبق شده است، آن جا كه مىفرمايد:
[١]. ر. ك: دانشنامه عقايد اسلامى: ج ٢، ص ٣٥٣( معرفتشناسى/ بخش پنجم/ فصل يكم: معناى حكمت).
[٢]. فاطر: آيه ٢٨.