علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٣ - رجال شیعی ناشناخته از نیمه نخست قرن هفتم
تعداد فراوانی نیز مهاجرانی هستند که به این منطقه آمدهاند. در این میان، شهر حلب، موصل و اربیل سه شهری است که حجم بالایی از شاعران را به خود اختصاص داده است. اطلاعات شاعران بسیاری از روستاها و شهرکهایی مانند تکریت هم در این کتاب آمده است. همین توجه سبب شده تا اثر حاضر فواید جغرافیایی هم داشته باشد و فهرست اسامی مکانهای آن سودمند باشد. به رغم توضیحی
که گذشت، باید توجه داشت که شرححال شاعرانی از بلاد دیگر هم در این کتاب آمده است یک نمونة بحرینی در کتاب آمده که عالی است. نمونههای بلغاری، اصفهانی، اسفراینی و مصری هم در کتاب
دیده میشود.
اهمیت ادبی این کتاب، به عنوان تذکرة شاعران در رأس قرار دارد. بسیاری از این شاعران، چهرههای ناشناخته و حتی افرادی از کوچه و بازار هستند که دیوانی از آنان برجای نمانده و این اشعار تنها میراثی است که در این اثر حفظ شده است. حتی بسیاری از صاحبان دیوان هم، توان گفت که دیوانشان گم شده و همین حکم دربارة آنان نیز ساری و جاری است. مؤلف، نه تنها اشعار، بلکه در مواردی که شمارش هم اندک نیست، نثر برخی از این افراد و نمونههایی از آنها را نیز گزارش کرده است؛ نمونه روشن آن، ارائه چندین نمونه نثر ابن ابی الحدید است.
گفته شد که شرححالها غالباً کوتاه است، اما در مواردی که به نام چهره مشهوری برمیخوریم، شرححال طولانی و گاه، مفصل میشود؛ شرححال یاقوت حموی، ابن دبیثی، احمد غزالی، فخر رازی و یا چهرههایی از این دست در مقایسه با دیگران مفصلتر است. شرححال ابن ابی الحدید یکی از مبسوطترین شرححالهایی است که در کتاب آمده است.[١]
فواید اصلی و حاشیهای کتاب، هم بسیار فراوان است و سخن گفتن دربارة آنها از عهدة این بحث خارج است. آنچه برای ما اهمیت دارد، فواید جغرافیایی، شناخت نظام دیوانی، آشنایی با حجم بالایی از عناوین تألیف شده در این دوره توسط همین شاعران و بسیاری از امور دیگر، از مسائلی است که میتوان از این کتاب استخراج کرد. بدون تردید، مهمترین فایدة این کتاب نقش آن در شناخت تاریخ ادبیات عرب در این دوره در منطقهای است که کرد و عرب در آن زندگی میکردند و گهگاه شاعران ایرانی هم که به عربی یا عربی و فارسی شعر میسرودند، در آن قدم میگذاشتند؛ این موارد هم اندک نیست؛ برای مثال از طاهر بن محمد فاریابی و اشعار عربی او یاد کرده و میگوید که زبان فارسی بر وی غلبه داشت[٢] در واقع، این کتاب به جز ارزش تاریخ زبان و ادبیات عربی، برای تاریخ اجتماعی و فرهنگی، یک تحفه با ارزش به شمار میآید.
ابن شعّار، پس از نزدیک به شصت سال عمر، در سال ٦٥٤ ق، درست دو سال پیش از سقوط بغداد، در هفتم جمادی الاخره سال یاد شده در حلب وفات میکرد. این در حالی است که طی این سالها بارها و بارها، گزارش حمله مغولان را به شهرهای مختلف ثبت کرده و از بسیاری از شعرایی که توسط مغولان در کنار سایر مردم کشته شدهاند، یاد کرده است.
[١]. ر.ک: بحارالانوار، ج٢٩، ص٤٦ و ٦٥.
[٢] محقق حوزه علميه قم.