علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠٨ - سیری در کتاب الوافی
انتقادهايى از الوافي
با آنکه مرحوم فيض در راه تبويب و شرح اخبار زحمتهاى فراوانى را متحمل شده است، لكن باز نتوانسته است به ترتيب و تبويب احاديث به نحو كامل بپردازد. فيض خود به اين نكته اعتراف دارد:
من در آغاز تصميم داشتم كه اين كتاب را به نحوى كه شايسته و سزاوار آن است، مرتب و منظم نمايم، لكن به جهت تشابه برخى از اخبار به برخی ديگر و... اين كار براى من ممكن نشد.[١]
علاوه بر آن، مرحوم فيض به جهت اختصار سند، اصطلاحهای خاصى براى راويان قرار داده و در هنگام ذكر اسانيد، به جاى ذكر نام راوى، آنها را به كار مىبرد. اين امر براى فردى كه با اين اصطلاحات آشنا نباشد، مشكلساز است. [٢]
از مبانى مرحوم فيض ـ كه در تفسير برخى از آيات به آن اشاره كرده ـ آن است كه اكثر قرآن در شأن اهل بيت: و در وجوب تمسك به ولايت و پيروى از آنها نازل شده است.[٣]
اين سخن بسيار مستبعد به نظر مىرسد، حتى مرحوم فيض در تفسير الصافی، چنين مطلبى را به ما نشان نمىدهد.
گاهى نيز، به جهت تماس فراوان با روايات، روايتى را به عنوان آيه قرآن نقل مىكند؛ با آنکه چنين آيهاى در قرآن وجود ندارد، «لا تتخذوا من دونالله ولیجة» را به قرآن نسبت مىدهد؛[٤] حال آنکه لفظ «وليجه» تنها يك بار در قرآن با اين تعبير آمده است:
Gلَمْ يَتَّخِذُوا مِن دُونِ اللّـهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمـُؤْمِنِينَ وَلِيجَةًF.[٥]
البته در حديثى از ابى جعفر آمده است كه فرمود:
لاتتخذوا من دون الله وليجة فلا تكونوا مؤمنين.[٦]
فيض اين حديث را به عنوان آيه قرآني ثبت كرده است.
انتقاد ديگرى كه بر الوافی وارد است، عدم استيفای موارد روايت است؛ با آنکه مبناى مرحوم فيض نقل از كتب اربعه است، گاهى روايتى را از يكى از اين كتب نقل مىكند، حال آنکه در كتاب ديگر هم وجود دارد، لكن نامى از مصدر دوم نمىبرد. در مواردى كه سند اين روايات در هر دو كتاب يكى است، مىتوان چنين توجيه كرد كه چون در واقع يك روايت است، مرحوم فيض به يك مصدر اكتفا نموده
[١]. «كَاَنَّ المراد بالحديث واللّه ثم قائله اعلم» (ج١، ص١٧٠)؛ «هذا ما خطر بالبال فى معنى الحديث واللّه اعلم ثم قائله» (ج٥، ص٤٩٦).
[٢]. همان، ج١، ص٩٤ و ١٠٥.
[٣]. همان، ج١، ص١٠٥.
[٤]. براى نمونه ر.ك: همان، ج١، ص ٩٤ ، ٩٧ و ١٧٠.
[٥]. ر.ك: همان، ج١، ص٢٥٨ و ٢٦٢؛ ج٣، ص٣٩٣.
[٦]. ر.ك: همان، ج١، ص١٤٧. يك روايت با سه سند ـ دو سند از الکافی و يك سند از الفقيه صدوق ـ نقل مىكند. در الکافی چنين آمده: «ما من احد يموت من المؤمنين احبّ الى ابليس من موت فقيه. ولي در الفقيه، لفظ «من المؤمنين» وجود ندارد. فيض تذكر مىدهد، حال آنكه در معنا تغييرى ايجاد نمىكند.