علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٨ - گامهای شکلگیری نخستین مکتب حدیثی شیعه
محمد بن قبه رازى از دانشمندان و متكلمان مورد احترام شیعى در قرن چهارم ـ كه رئیس و بزرگ شیعه در زمان خود بوده و آرای او مورد توجه و استناد دانشمندان شیعى پس از وى بوده است،[١] از آن پشتیبانى كردهاند. وی امامان را تنها دانشمندان و بندگانى صالح، و عالم به قرآن و سنت مى دانسته و منكر دانایى آنان به غیب بود.[٢] با این وجود، مشى عقیدتى او مورد تحسین جامعۀ علمى شیعه در آن ادوار قرار داشت.[٣] گویا نوبختیان نیز در برخی امور مربوط به ائمه: همچون: معرفت امام به همۀ زبانها، علم غیب و علم به ضمایر مردم، و معجزات امام، نظریات موافقی با شیعیان عصر خویش نداشتهاند.[٤] گروهى از اصحاب امامان حتى معتقد بودند كه آنان در مسائل فقهى مانند سایر فقهای آن اعصار به اجتهاد آزاد شخصى (رأى) یا قیاس عمل مى كنند و این نظر نیز مورد پشتیبانى و قبول گروهى از محدثان قم بود.[٥] اما در زمان شیخ مفید تنها اقلیتی از علمای شیعه عصمت ائمه: را انكار میكردند[٦] و بحرالعلوم تنزیه مخالفان عصمت را تنها مخصوص به آن زمان میداند و در دوران بعدی جایز نمیشمارد.[٧]
برخی دیگر از مهمترین اعضای این گروه را میتوان چنین برشمرد: برید بن معاویۀ عجلی، زرارة بن أعین، أبوبصیر لیث بن بَختری مرادی، أبوبصیر یحیی بن قاسم أسدی، محمدبن مسلم، حمران بن أعین، جمیل بن دراج، أبان بن عثمان، حمادبن عیسى، حمادبن عثمان، عبدالله بن بكیر شیبانى، عبدالله بن مسكان، و معاویة بن عمار دُهنی. بسیاری از این عده جزو اصحاب اجماع هستند كه بر علم و فقاهت آنان تصریح شده است،[٨] و چهار نفر از این عده از شیعیان مورد علاقۀ امام صادق ٧ بودند؛ یعنی: برید، زراره، أبو بصیر[٩] و محمد بن مسلم، كه آن حضرت این چهار نفر را با تعبیراتی چون: زندهكنندۀ یاد اهلبیت:، حافظان دین، امینان پدرم ٧ و سابقین یاد میكرد.[١٠] حتی اخباری از این زمان دربارة اختلافات میان غلات و شیعیان مورد علاقۀ امام صادق ٧ وجود دارد و شیعیان غالی آن دوره ـ كه متمثل در ابوالخطاب و پیروانش بودند ـ از این چهار نفر نفرت داشتد، تا آنجا كه جمیل بن درّاج میگوید: ما اصحاب أبو الخطاب را از بغض آنها نسبت به این چهار نفر میشناختیم[١١]. چنانكه در اسناد روایت ذمّ زراره، محمدبن مسلم، و ابو بصیر تأمل كنیم، درمییابیم كه بسیاری از اسناد این روایات از طریق جبرئیل بن احمد از محمدبن عیسی بن عبید یقطینی نقل شده[١٢]، كه اولی مجهول، و محمد بن عیسی توسط شیخ تضعیف، و در زمرۀ كسانی كه از غلات خوانده شدهاند، قرار گرفته است[١٣]. مرحوم خویی; نیز در
[١]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٤١٨، ش٣١٣.
[٢]. همان، ج٢، ص٥١٥.
[٣]. مقالات الإسلامیین واختلاف المصلّین، ص٢٢.
[٤]. الفوائد الرجالیة (بحرالعلوم)، ج٣، ص٢٢٠.
[٥]. خلاصة الأقوال، ص٢٤٣، ش٣٢.
[٦]. مقدمهای بر فقه شیعه، ص٣٣ به نقل از: كشف القناع، ص٢٠٠.
[٧]. الفهرست، ص٢٠٧، ش٥٩٦.
[٨]. أوائل المقالات، ص٦٧ ـ ٦٩.
[٩]. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص١٣٦.
[١٠]. اوائل المقالات، ص١٣٥.
[١١]. الفوائد الرجالیة (بحرالعلوم)، ج٣، ص٢٢.
[١٢]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٥٠٧، ش٤٣١ و ص٦٧٣، ش٧٠٥.
[١٣]. در برخی نقلها به جای أبو بصیر، أبو جعفر أحول آمده است (همان ج١، ش٢١٥؛ ج٢، ش٣٢٦).