علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٩ - گامهای شکلگیری نخستین مکتب حدیثی شیعه
برای مداوا در منزل سعد بن مسعود، عموی مختار ثقفی، اقامت كرد، مختار از عموی خود خواست تا امام را به معاویه تسلیم كند تا خراج جوخی را به دست آورد، ولی سعد وی را به شدت سرزنش كرد و گفت:
قبح الله رأیك، أنا عامل أبیه وقد ائتمننی وشرّفنی، وهبنی بلاء أبیه، ءأنسى رسول الله٦ ولا أحفظه فی ابن ابنته وحبیبته.[١]
این نقل نشان میدهد كه شیعیانی چون سعد بن مسعود همچنان به وفاداری خود پایبند بودند. برخی قبایل شیعی كوفی نیز بر پیمان خود با علی٧ پایبند بودند و امام حسن٧ در هنگام مجروح شدن آنان را فرا خواند:
أین ربیعة و همدان.[٢]
پس از شهادت امام حسن٧ شیعیان كوفه نامۀ تسلیتی به امام حسین٧ نوشتند. در آن نامه آمده بود كه درگذشت امام از یكسو برای تمامی امت و از سوی دیگر برای تو و «هذه الشیعة خاصّة» مصیبت است. آنان در این نامه با القاب «ابنالوصیّ»، «علم الهدی» و «نور البلاد» از امام مجتبی٧ یاد كردهاند[٣]. تعبیرات موجود در این نامه، همانند برخی عبارات در سخنان صحابه و یاران مخلص امام علی٧ است كه پیش از این از آن سخن رفت و گویای نوعی تشیع اعتقادی است، ولی اینکه دقیقاً آنان از این الفاظ چه چیزی میفهمیدند، به درستی مشخص نیست؛ زیرا تفكر شیعی به عنوان نهادی اعتقادی و حقوقی تنها از زمان امام باقر٧ به منصۀ ظهور رسید. آنچه میتوان به عنوان عقاید شیعه از دوران امام علی٧ تا زمان امام سجاد٧ در نظر گرفت، بیشتر مربوط به مخالفتهای سیاسی با گرایش عثمانی است. در واقع، هر چه بیشتر از شهادت امام علی٧ میگذشت، مردم كوفه بیشتر از گرایش عثمانی متنفر میشدند و تحت تأثیر امامان و یاران نزدیك آنها، «علویّ الرأی» میشدند. مخالفت با عثمان و بد نامی وی در این شهر از همان عصر امام علی٧ تا به اندازهای بود كه به نقل جریر بن عبدالحمید از مغیره، عدیّ بن حاتم، جریر بن عبدالله بجلی و حنظلۀ كاتب كوفه را ترك كردند و گفتند:
در شهری كه رسماً به عثمان دشنام میدهند نخواهیم ماند.[٤]
در این باره كه چرا كوفیان امام حسین٧ را در كربلا تنها گذاشتند، علل مختلفی بیان شده است. شاید مهمترین علت همان ترسی است كه فرزدق شاعر در جواب امام حسین٧ در راه كوفه به آن حضرت عرض كرد و گفت:
یابن رسول الله إنّ قلوب النّاس معك و سیوفهم علیك ... .[٥]
[١]. میزان الاعتدال، ج٣، ص٤٢١؛ سیر أعلام النبلاء، ج٦، ص١٨٢.
[٢]. تاریخ الطبری، ج٤، ص٢٠٥؛ تاریخ یعقوبی، ج٢، ص٢٣٠؛ تاریخ مدینة دمشق، ج٨، ص٢٥؛ شرح نهجالبلاغۀ ابن أبی الحدید، ج٧، ص١٢٢.
[٣]. الأخبار الطوال، ص٢٢٠.
[٤]. نشأة الشیعة الإمامیة، ص٦٩.
[٥]. تنزیه الأنبیاء، ص٢٢٢؛ بحارالأنوار، ج٤٤، ص٢٨.