موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٩ - قرائت
مسأله ١٠٠٢- اگر زير و زبر كلمهاى را نداند بايد ياد بگيرد ولى اگر كلمهاى را كه وقف كردن آخر آن جايز است هميشه وقف كند ياد گرفتن زير و زبر آن لازم نيست و نيز اگر نداند مثلًا كلمهاى به «س» است يا به «ص» بايد ياد بگيرد و چنانچه دو جور يا بيشتر بخواند، مثل آن كه در اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ مستقيم را يك مرتبه با سين و يك مرتبه با صاد بخواند نمازش باطل است مگر آن كه هر دو جور قرائت شده باشد و به اميد رسيدن به واقع بخواند.
مسأله ١٠٠٣- اگر در كلمهاى واو باشد و حرف قبل از واو در آن كلمه پيش داشته باشد و حرف بعد از واو در آن كلمه همزه «ء» باشد مثل كلمه «سوء» بهتر است آن واو را مدّ بدهد؛ يعنى آن را بكشد. و همچنين اگر در كلمهاى الف باشد و حرف قبل از الف در آن كلمه زبر داشته باشد و حرف بعد از الف در آن كلمه همزه باشد مثل «جاء» بهتر است الف آن را بكشد و نيز اگر در كلمهاى «ى» باشد و حرف پيش از «ى» در آن كلمه زير داشته باشد و حرف بعد از «ى» در آن كلمه همزه باشد مثل «جيء» بهتر آن است «ى» را با مدّ بخواند و اگر بعد از اين واو و الف و «ى» به جاى همزه «ء» حرفى باشد كه ساكن است؛ يعنى زير و زبر و پيش ندارد باز هم بهتر آن است اين سه حرف را با مدّ بخواند، مثلًا در وَ لَا الضَّالِّينَ كه بعد از الف حرف لام ساكن است، بهتر آن است الف آن را با مدّ بخواند.
مسأله ١٠٠٤- احتياط مستحب آن است كه در نماز، وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد و معنى وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمهاى را بگويد و بين آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد، مثلًا بگويد: الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و ميم الرحيم را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد: مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ. و معنى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيش كلمهاى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آن كه بگويد: الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و ميم الرحيم را زير ندهد و فوراً مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ را بگويد.