موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٨ - عِدّه طلاق
مسأله ٢٥٠٨- طلاق بايد به صيغه عربى صحيح خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلًا فاطمه باشد بايد بگويد:
«زَوْجَتِي فاطِمَةُ طالِقٌ»
زن من فاطمه رها است و اگر ديگرى را وكيل كند آن وكيل بايد بگويد:
«زَوْجَةُ مُوكِّلِي فاطِمَةُ طالِقٌ».
مسأله ٢٥٠٩- زنى كه صيغه شده، مثلًا يك ماهه يا يك ساله او را عقد كردهاند طلاق ندارد، و رها شدن او به اين است كه مدتش تمام شود، يا مرد مدت را به او ببخشد به اين ترتيب كه بگويد: مدت را به تو بخشيدم و شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست.
عِدّه طلاق
مسأله ٢٥١٠- زنى كه نُه سالش تمام نشده و زن يائسه عدّه ندارد؛ يعنى اگرچه شوهرش با او نزديكى كرده باشد بعد از طلاق مىتواند فوراً شوهر كند.
مسأله ٢٥١١- زنى كه نُه سالش تمام شده و يائسه نيست اگر شوهرش با او نزديكى كند و طلاقش دهد، بعد از طلاق بايد عدّه نگه دارد؛ يعنى بعد از آن كه در پاكى طلاقش داد، به قدرى صبر كند كه دوبار حيض ببيند و پاك شود، و همين كه حيض سوم را ديد عدّه او تمام مىشود و مىتواند شوهر كند. ولى اگر پيش از نزديكى كردن با او طلاقش بدهد عدّه ندارد؛ يعنى مىتواند بعد از طلاق فوراً شوهر كند.
مسأله ٢٥١٢- زنى كه حيض نمىبيند اگر در سن زنهايى باشد كه حيض مىبينند، چنانچه شوهرش بعد از نزديكى كردن او را طلاق دهد، بايد بعد از طلاق تا سه ماه عدّه نگه دارد.
مسأله ٢٥١٣- زنى كه عدّه او سه ماه است، اگر اول ماه طلاقش بدهند بايد سه ماه هلالى؛ يعنى از موقعى كه ماه ديده مىشود تا سه ماه، عدّه نگه دارد. و اگر در بين ماه طلاقش بدهند، بايد باقى ماه را با دو ماه بعد از آن و نيز كسرى ماه اول را از ماه چهارم