موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩١ - احكام وصيت
كسى ببخشد و وصيت كند كه بعد از مردن او هم مقدارى به كس ديگر بدهند، آنچه را كه در حال زندگى بخشيده از اصل مال است و احتياج به اذن ورثه ندارد و چيزى را كه وصيت كرده اگر زيادتر از ثلث باشد زيادى آن محتاج به اذن ورثه است.
مسأله ٢٧١٠- اگر وصيت كند كه ثلث مال او را نفروشند و عايدى آن را به مصرفى برسانند، بايد مطابق گفته او عمل نمايند.
مسأله ٢٧١١- اگر در مرضى كه به آن مرض مىميرد، بگويد مقدارى به كسى بدهكار است، چنانچه متهم باشد كه براى ضرر زدن به ورثه گفته است بايد مقدارى را كه معيّن كرده از ثلث او بدهند و اگر متهم نباشد بايد از اصل مالش بدهند.
مسأله ٢٧١٢- كسى كه انسان وصيت مىكند كه چيزى به او بدهند بايد وجود داشته باشد، پس اگر وصيت كند به بچهاى كه ممكن است فلان زن حامله شود چيزى بدهند باطل است. ولى اگر وصيت كند به بچهاى كه در شكم مادر است چيزى بدهند، اگرچه هنوز روح نداشته باشد، وصيت صحيح است، پس اگر زنده به دنيا آمد، بايد آنچه را كه وصيت كرده به او بدهند، و اگر مرده به دنيا آمد، وصيت باطل مىشود و آنچه را كه براى او وصيت كرده، ورثه ميان خودشان قسمت مىكنند.
مسأله ٢٧١٣- اگر انسان بفهمد كسى او را وصى كرده، چنانچه به اطلاع وصيت كننده برساند كه براى انجام وصيت او حاضر نيست، لازم نيست بعد از مردن او به وصيت عمل كند. ولى اگر پيش از مردن او نفهمد كه او را وصى كرده، يا بفهمد و به او اطلاع ندهد كه براى عمل كردن به وصيت حاضر نيست، بايد وصيت او را انجام دهد و اگر وصى پيش از مرگ، موقعى ملتفت شود كه مريض به واسطه شدت مرض نتواند به ديگرى وصيت كند، احوط استحبابى و اولى آن است كه وصيت را قبول نمايد.
مسأله ٢٧١٤- اگر كسى كه وصيت كرده بميرد، وصى نمىتواند ديگرى را براى انجام كارهاى ميت معيّن كند و خود از كار كناره نمايد، ولى اگر بداند مقصود ميت اين نبوده كه خود وصى آن كار را انجام دهد، بلكه مقصودش فقط انجام كار بوده،