بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٣١ - ١ ـ سوشيانت
[همان گرزى] كه افراسياب تورانى[١][٢]كه كِىْ خسرو[٣]سپاهش داشت.
او بدين [گرز]، دروج را ازين جا ـ از جهان اَشَهْ ـ بيرون خواهد راند. (زامياديشت، بندهاى ٩٢ و ٩٣)
٤ ـ سوشيانت و يارانش، نيك نفسانى هستند كه سعادت مادّى و معنوى را براى جهانيان به ارمغان خواهند آورد:
^ ياران «اَسْتَوَتْ اِرِتَ» پيروزمند بدرآيند: آنان نيك انديش، نيك گفتار، نيك كردار و نيك دين اند و هرگز سخن دروغ بر زبان نياورند. (زامياديشت، بند ٩٥)
^ منش بد شكست يابد و منش نيك برآن چيره شود.
[١]ـ افراسياب در اوستا «فْرنگْرَسْيَن Frangrasyan» نام دارد كه به معنى هراس انگيز است. گذشته از شخصيت شاه ـ پهلوان او در برخى از بخش هاى اوستاى نو و نيز كتاب هاى دوره ى اسلامى، چنان معلوم است كه او در دوران كهن، منشى اساطيرى داشته كه خود يادگارى از فرهنگ هندواروپايى است. او در اين كالبد ديرينه، نه يك شاه ـ پهلوان، كه در شمار اژدهايان و ديوان است و دخيل در نبردهاى كيهانى ميان ايزدان و اهريمنان. از طرف ديگر، كارنامه ى او به تمامى سياه و تاريك نيست، زيرا او به خواهش ايرانيان، زين گاوِ دُرْوَنْد را در هم شكست و ايران را از شرّ وى رهانيد.
[٢]ـ زين گاو يا زَينيگو zainigav، نام يكى از دشمنان ايران است كه افراسياب او را به درخواست بزرگان ايران از پاى درآورد. به نوشته ى بندهشن، «زِين گاو» از تازيان بود كه شاهى ايرانشهر را از آن خود ساخت. اين نام را «دارنده ى گاو زنده» معنى كرده اند و «دُروند» را دروغ پرست و گمراه و ناپاك، گفته اند.
[٣]ـ كى خسرو، پسر سياوش است كه انتقام قتل ناجوانمردانه ى پدر محبوبش را از افراسياب ستاند. او در فرجام كارش از ديده ها ناپديد شد و در سلك «باشندگان» درآمد.