بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٣٢ - ١ ـ سوشيانت
[سخن] دروغ گفته، شكست بايد در سخن راست گفته، برآن چيره شود.
خرداد و اَمرداد[١]
اَهريمنِ ناتوانِ بَدْكُنِش، رو در گريز نهد. (زامياديشت، بند ٩٦)
به اين ترتيب و مجموعاً، در «يشت ها» مفهومِ سوشيانت با فرجام محتوى گيتى ـ و هنگام غلبه ى نهايى نيكى بر بدى ـ پيوندى آشكار يافته است; هر چند كه هنوز از هنگام ظهور او و چگونگى كنش هايش، صحبتى در كار نيست.
در زامياديشت، سخن از سه موعود رفته است. درين يشت، نكاتى وجود دارد كه نشان مى دهد، مباحث مربوط به سوشيانت به راستى قدمتى وراى انتظار دارند. از جمله بايد به توصيفى كه از «افراسياب» در آن ـ و در كنار سوشيانت ـ شده است، توجّه كرد; زيرا در يشتِ مذكور اين دشمن مشهور تورانى، چندان بَدْسِگال و اهريمنى، تصوير نشده، بلكه حتّى او با كشتنِ «زِين گاوِدُرْوَنْد»، هم چون ديگر فرّه مندان ذكر شده، بواقع ناجى ايران زمين گشته است. اين امر مى رساند كه ترسيم چهره اى مخوف از افراسياب، تحوّلى است كه بايستى حداكثر در آغاز زرتشتى گرى انجام شده باشد[٢] و درست به همين خاطر است كه جنگ افزار پيروزى بخشى را كه سوشيانت با آن دروغ را سركوب مى كند، در كف او هم مى بينيم. هم چنين بايد از سرنوشتِ «اَژْى دَهاكَ» در زامياديشت ياد شود كه برخلاف آن چه بعدها رايج شد، اين جا توسط فريدون كشته شده است[٣] (مى دانيم در اساطير ايرانى سخن از به
[١]ـ خرداد يا هَورْوَتاتَ Haurvatâta، يكى از جلوه هاى مينوى اهوره مزدا و به معنى «رسايى و كمال» است. امرداد يا اَمْرِتاتَ Ameretâta، جلوه اى ديگر از مزدا و مظهر «جاودانگى و بى مرگى» است.
[٢]ـ بويس، مرى، تاريخ كيش زرتشت، (ترجمه ى همايون صنعتى زاده)، ج ٣، ص ٣٨٨.
[٣]ـ در «هَوم يشت» (بند ٧ و ٨)، نيز سخن از كشته شدن اژى دهاك رفته است: «فريدون از خاندان توانا...آن كه [اژى دهاك] را فرو كوفت; اژى دهاك سه پوزه ى سه كلّه شش چشم را، آن دارنده ى هزار [گونه]...»; هم چنين ر . ك: زامياديشت، بند ٣٧.