بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٥٧ - نتيجه گيرى
غربى) در حال گذار از تمدن حسى موجود به تمدن يا فرهنگى مذهبى ـ شهودى است. او آينده ى تاريخ و تمدن بعدى و عصر آينده را مذهبى و اخلاقى پيش بينى مى كند و مگر نه اين كه بر اساس بينش مذهبى و بويژه انديشه ى مهدويت در اديان و از جمله در تشيع حكومت مصلح، حكومتى مذهبى، اخلاقى و معنوى است. سوروكين در حركت و فرايند تاريخى به نيروهاى كيهانى خارج از تاريخ و تمدن اعتقاد دارد و او هم به حكمت بالغه و نقش الهى در تكامل تاريخ قائل است. او براى عصر حاضر تجديد حيات اخلاقى را از پيشرفت علمى و فنّ آورى ضرورى تر مى داند. وى و ديگر انديشمندان هم رأيش مانند: دانيلفسكى، توين بى، شوبارت، برديايف، كروبر، شوايتزر و ياسپرس رهايى از بحران بزرگ عصر حاضر را در بازتاب مذهب در زندگى روزانه ى مردم، نهادها و فرهنگ ها جستجو مى كنند و همه ى آنان نسبت به آينده ى تاريخ تفسيرى خوش بينانه ارائه مى كنند و نجات بشر را نويد مى دهند و معتقدند با تكيه و تأكيد بر مذهب و اخلاق مى توان شكوفاترين عصر تاريخ بشر را جايگزين نمود. در بين انديشمندانى كه در بخش قبل مورد بررسى قرار گرفتند، تنها فرانسيس فوكوياما است كه ارزش هاى فعلى حاكم بر فرهنگ و تمدن غرب را مى ستايد و آن را متكامل ترين و آخرين ارزش هاى انسانى مى داند. او ليبرال دمكراسى غرب را نهايت تكامل بشرى و در نتيجه پايان تاريخ مى داند. با اين حال او هم پايان تاريخ و پيروزى ليبرال دمكراسى غربى را همراه با خاموشى شور و شوق و سده هاى ملالت بار پيش بينى مى كند. زيرا به نظر او با پيروزى ليبرال دمكراسى همه ى ارزش ها جاى خود را به حساب گرى اقتصادى و راه حل هاى تكنيكى و ارضاى توقعات مصرفى مى دهند و در اين عصر ديگر از فلسفه و هنر خبرى نخواهد بود. هر چند كه از ديدگاه فوكوياما ايده آليسم هگلى در حاكميت ليبرال دمكراسى تجلى خواهد نمود، با اين حال فوكوياما هم از مذهب غافل نمى ماند و دمكراسى غربى را چيزى جز مسيحيت دنيوى شده نمى داند. او مى خواهد با ايجاد ارتباط بين دمكراسى