بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٥٢ - نتيجه گيرى
مى انجامد. تاريخ دورى باطل دارد و تكرارى خسته كننده است كه هيچ گاه به فرجامى نكو نخواهد انجاميد و سرنوشت غم انگيز تولد و مرگ مجموعه اى از تمدن هاست كه به پيروى از قانون حاكم بر خود همواره بر روند تاريخى حكم فرماست. اين برداشت از تاريخ با وعده ى دين هاى آسمانى و انديشه ى شيعه از آينده ى تاريخ و نظريه ى مهدويت تضاد دارد.
كارل ياسپرس فيلسوفى با انديشه ى عميق است. فلسفه ى او مبتنى بر اگزيستانسياليسم و هستى است. فلسفه ى ياسپرس به شدت متأثر از كانت، كى يركه گارد ونيچه است. دو مفهوم اساسى در فلسفه ى ياسپرس مفاهيم «خدا» و «انسان»اند و مفهوم «رمز» از ديگر مفهوم هاى فلسفه ى اوست. براى ياسپرس فيلسوفانى كه در راستاى تحول معنوى و روحى انسان در طول تاريخ گام نهاده اند، با وجود همه ى اختلافاتشان در يك رسته و مقام قرار دارند. از ديدگاه وى اينان انسان هاى بزرگى بودند كه با افكار خود تاريخ بشر را دگرگون نمودند. ياسپرس جملگى فيلسوفانى را كه در تحول معنوى بشر نقش داشته اند مى ستايد و معتقد است فيلسوفانى مانند: سقراط، بودا، كنفوسيوس، عيسى،[١] افلاطون، آگوستين و كانت در دگرگونى تاريخ و سرنوشت بشر نقش تعيين كننده داشته اند. ياسپرس اين فيلسوفان و مردان بزرگ را اعجوبه هاى عظمت مى داند كه به طينت آدم مخمر شده اند و به صورت بشر تجسم يافته اند. او فيلسوفان را فوق زمان و متعلق به همه ى دوره هاى تاريخ بشر مى داند و آنان را با ويژگى فوق تاريخى مى شناسد. فلسفه از ديد ياسپرس آن است كه رسالت جهانى و تاريخى داشته باشد. به عقيده ى او وحدت بشر و تاريخ از طريق فلسفه و فلسفيون عملى خواهد گشت. معتقد است كه ما اكنون از غروب فلسفه ى غرب به سوى طلوع فلسفه ى جهانى پيش مى رويم.
[١]ـ ياسپرس پيامبران را نيز فيلسوف مى داند.