بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٢٢ - مقدمه(١)
امّا پرسش اساسى اى كه اين پاسخ به آن مقصد اصلى نوشتار حاضر است، اين است كه آيا مفهوم موعود در تمام اديان به يك سان و همانندِ هم است؟ يا به عبارتى آيا مى توان گفت كه سوشيانت و مسيحا و مهدى و ... بيان هاى به ظاهر متفاوتى از يك حقيقت يا يك باورِ واحد هستند؟
پاسخ به اين پرسش بحثى مفصّل را مى طلبد; چه، بسيارى بر اين راه رفته اند كه مى توان باور به موعود در اديان گوناگون را دستاوردِ تكامل يك انديشه ى واحد دانست كه نخست در زرتشتى گرى پديدار شد و سپس به ساير اديان رسوخ يافت.[١]به اعتقاد اينان، يهوديّت عميقاً از كيش ايرانى و باورمندى آن به موعود، تأثير پذيرفت و سپس اين موضوع از آن دين به مسيحيّت و اسلام راه يافت تا عاقبت در تشيّع و در هيأت مهدى به اوج اعتلاى خود رسيد.
«صادق هدايت» از جمله ى پيروان اين نظريّه بود. او در مقدمه ى ترجمه ى خود از كتاب «زَنْدِ وُهوُمَنْ يَسْنْ»[٢] اصولاً اعتقاد اسلامى به وجود قائم را به تمامى مُلهم از انديشه هاى ايرانى و زرتشتى شمرده و حتّى از قول «ادگار بلوشه» نقل كرده كه «اعتقاد به ظهور قائم حاصل عكس العمل روح ايرانى عليه روح سامى» است.[٣] او در اثر مذكور، تلاش زيادى كرده تا با نشان دادنِ همانندى هايى ميانِ پيش گويى هاى راجع به هنگامه ى مهدى و سوشيانت; خواننده را به اين نتيجه برساند، كه باور به آن هر دو، دستاورد «افسانه پرستى به عنوان يكى از احتياجات اصلى آدمى» است.[٤]
[١]ـ زينر، آرسى، طلوع و غروب زرتشتى گرى، (ترجمه ى تيمور قادرى)، فكرروز، ١٣٧٥ ش، ص ٧٦.
[٢]ـ اين كتاب در اصل براساس «بهمن يشت»، تأليف شده و مشتمل بر پيش گويى هايى از دوره ى آخرالزّمان است. به اعتقاد برخى محققان، زمان نگارش نسخه ى اصلى آن را بايد در دوران پيش از اشكانيان جستجو كرد; دراين باره ر . ك: تاريخ ايران كمبريج، (گردآورى: احسان ريشاطر)، [ترجمه ى انوشه]، اميركبير، تهران، ج ٣، ص ٢٧.
[٣]ـ هدايت، صادق، زند وهومن يسن و كارنامه اردشير پايكان، چاپخانه محمدحسن علمى، ١٣٥٧ ش، ص ص ١٧ ـ ٢٧.
[٤]ـ همان، ص ١٧.