بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٨٥ -           مفهوم درست انتظار
و ذخيره كردن وحشت ناك وسايل كشتار جمعى، به مرحله اى رسيده كه به اصطلاح با گورى كه با دست خود كنده يك گام بيشتر فاصله ندارد. طبق اين ديدگاه، بشر در نيمه ى راه عمر خود، بلكه در آغاز رسيدن به بلوغ فرهنگى، به احتمال زياد نابود خواهد شد. اگر به قراين و شواهد ظاهرى بسنده كنيم، اين احتمال را نمى توان نفى كرد.
استاد مطهرى (رحمه الله) در مقابل اين دو نظر، نظريه ى سوّمى را مطرح مى كند و مى فرمايد: «ريشه فسادها و تباهى ها، نقص روحى و معنوى انسان است. انسان هنوز دوره جوانى و ناپختگى خود را طى مى كند و خشم و شهوت بر عقل او حاكم است. انسان بالفطره در راه تكامل فكرى و اخلاقى و معنوى پيش مى رود. نه شر و فساد، لازمه لاينفك طبيعت بشر است و نه جبر تمدّن فاجعه خودكشى دسته جمعى را پيش خواهد آورد. آينده اى بس روشن و سعادت بخش و انسانى كه در آن شرّ و فساد از بيخ و بن بركنده خواهد شد ... .
اين نظريه، الهامى است كه دين مى كند و نويد مقدس قيام و انقلاب مهدى موعود در اسلام در زمينه اين الهام است.»[١]
ابن بابويه به چند واسطه از امام موسى كاظم (عليه السلام) در تفسير آيه ى ?وَ اَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَة و باطِنَة?;[٢] و فراوان كرد بر شما نعمت هاى خود را آشكارا و نهان، آورده است: «نعمت ظاهر، امام ظاهر است و نعمت باطن، امام غايب. از ديدگاه مردم، شخص او غايب مى شود ولى از دل هاى مؤمنين ياد او غايب نيست و... خدا هر دشوارى را براى او آسان مى نمايد و هر سختى را برايش رام مى سازد و گنج هاى زمين را برايش آشكار مى گرداند. هر دورى را براى او نزديك مى نمايد و هر سركش ستيزه گر را نابود مى كند و با دست هاى او هر شيطان طاغى را هلاك مى كند...».[٣]
استاد مطهرى (رحمه الله)، در بيان حتمى بودن قضاى الهى مبنى بر ظهور حضرت، به اين حديث شريف از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)، استناد مى كند: «اگر از عمر دنيا، بيشتر از يك روز باقى نمانده باشد خدا آن روز را طولانى مى كند تا مهدى از اولاد من ظهور كند».[٤]
٢ ـ پيروزى نهايى حق بر باطل: بى شك، ظهور مهدى موعود، پيدايش گر وعده اى است كه خدا از قديم ترين زمان ها در كتاب هاى آسمانى به صالحان داده است كه زمين از آن آنان است و پايان كار تنها به متقيان تعلّق دارد.
استاد مطهرى (رحمه الله) در اين بار به اين دو آيه ى شريفه ى از قرآن كريم استناد فرموده است: ?و لَقَد كَتَبْنا فى الزبور مِنْ بَعْدِ الذِّكْر انَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ?.[٥]?اِنَّ الاَْرْض للهِِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ?.[٦]
[١]ـ همان.
[٢]ـ لقمان : ٣١/٢٠ .
[٣]ـ الخراز القمى، على بن محمد، كفاية الاثر، ص ٣٢٣.
[٤]ـ مطهرى، [شهيد] مرتضى،سيرى در سيره ائمه اطهار، ص ٢٦٩.
[٥]ـ الانبياء: ٢١ / ١٠٥.
[٦]ـ الاعراف: ٧ / ١٢٨.