بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٤٧ - ٣ ـ مهدى
نابرابرى آكنده است و بوسيله او نجات مى يابند از هلاكت و هدايت مى شوند از گمراهى...»[١]
ناگفته نماند كه باورمندى به مهدى، ويژه ى شيعيان نيست و در روايت هاى اهل تسنّن نيز از او به عنوان منجى و موعود آخرالزّمان ياد شده است;[٢] با اين اوصاف، التزام تشيّع به ائمه و برائت جويى تاريخى آنان از حكومت هايى كه غاصبانه شان مى دانستند، سبب شده تا مباحث مربوط به موعود در كتاب هاى آنان انعكاسى به مراتب وسيع تر داشته باشد.
بارى، ولادت و نشو و نماى موعود شيعى، بشدّت از ديدگان عموم مخفى مى گشت، چرا كه در نتيجه ى سياست سخت گيرانه ى دولت عباسى، هر آينه بيم آن مى رفت كه او نيز به سرنوشت اجدادش دچار شود و از تيغ دشمنى آل عباس در امان نماند. شدّت اين پنهان كارى چنان بود كه بسيارى از خواصّ شيعيان نيز از تولّد او آگاهى نيافتند و حتّى امام يازدهم در وصيّت نامه شان هم، نامى از اين يگانه پسرشان نبردند.[٣]
امامت آخرين امام شيعه، رسماً از سال ٢٦٠ هجرى قمرى آغاز شد. از اين هنگام تا سال ٣٢٩ ارتباط ايشان با عامّه ى مردم، به ترتيب توسط چهار تن كه «نواّب اربعه» ناميده شدند، برقرار مى بود. اين دوران را غيبت صغرى نام نهاده اند. سپس به امر خدا، دوران غيبت كبرى آغاز شد كه تا به امروز هم ادامه دارد.
در باورهاى شيعى چنان رفته است كه دوران غيبت كبرى، موعود در يك زندگانى مخفى به سر مى برد; و هر چند كه در جامعه با مردمان مى زيد و با آنان سخن
[١]ـ صافى گلپايگانى، [آيت الله] لطف الله، منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر، مركز نشر الكتاب، قم، ص ٤٢٤، ح ١.
[٢]ـ امينى، [آيت الله] ابراهيم، دادگستر جهانى، شفق، قم، چاپ دوم، ص ص ٢٥ ـ ٤٨.
[٣]ـ همان، ص ١٠٩.