بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٢٦ - ١ ـ سوشيانت
چنين خواهد بود «رهانندگان سرزمين ها» ( سوشيانت ها)، كه با «منش نيك» خويشكارى مىورزند و كردارشان بر پايه ى «اَشَهْ» و آموزش هاى تُست. براستى آنان به درهم شكستنِ خشم[١] (يسنه هاى ٤٨، بند١٢)
به اين ترتيب، در گاثاها هنوز سوشيانت چهره اى مرتبط با پايان گيتى، «فْرَشْگِرْد»[٢] و داورىِ انجامين نيست، بلكه چون اصطلاحى عامّ و آشنا، براى آن نيك نفسانِ منتظَرى به كار رفته است كه زرتشت، خود را در شمار آنان معرفى كرده است.[٣]
كاربردِ مفهوم سوشيانت در گاثاها، كاملاً با آن چه بعدها و در متون دينىِ زرتشتى شاهد آن خواهيم بود، متفاوت است; زيرا در اين سرودها به هيچوجه از نقش آفرينىِ او در فرجام جهان ياد نشده است و حتّى مى توان گفت كه در گاثاها، سوشيانت بيشتر نمودى اين دنيايى و خاكى دارد. براى مقايسه به اين سرودهاى زرتشت، راجع به آخر گيتى نگاه كنيد كه در آن ها هيچ اشاره اى به سوشيانت نشده است:
^ اى هوشمندان!
بشنويد با گوش ها [ى خويش] بهترين [سخنان] را و ببينيد با منشِ روشن و هر يك از شما ـ چه مرد و چه زن ـ پيش از آن كه روى دادِ بزرگ به كام ما پايان گيرد، از ميان دو راه، [يكى را] براى خويش برگزينيد و اين [پيام] را [به ديگران
[١]ـ احتمالاً مقصود ديوِ «خشم» ( ائِشْمَ Aeىma) است; از او شريرتر نداريم. معمولاً از او با صفتِ «خونين درفش» ياد مى شود و از جمله ى اسپاهبدان اهريمن در شمار است. بدكرداران به او روى مى آورند و پرهيزگاران در نابودى اش مى كوشند.
[٢]ـ در ادبيات دينى زرتشتى، فرشگرد Fraىgird(در اوستا: فْرِشوكِرِتى Fraىuk r ti) به جهان نوساخته ى دوره ى دوازده هزار ساله ى گيتى و برقرارى جاودانه ى پرهيزگارى مى گويند كه خود به مدد خيزش سوشيانت ها و پاك كردن جهان از اهريمنان پديدار مى شود.
[٣]ـ تاريخ ايران كمبريج، (گرد آورى: احسان ريشاطر)، [ترجمه ى انوشه]، ج ٣، ص ٤٦٦.