بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٢٥ - پيتريم سوروكين(١)
ظهور كند كه پايه گذار دينى نو، يا درست تر بگوييم، كليسايى نو شود. در اين كليساى نو، چهار دين والاى ياد شده، پس از آن كه از عناصر فانى خود، و مهم تر از همه از نابود بارى نسبت به ساير اديان، و از چنگ اين ادعا كه حقيقت تنها در تصرف ايشان است، خلاص شدند با هم متحد خواهند شد.
پيتريم سوروكين[١]
سوروكين با انتقاد از توين بى و ديگر انديشمندان هم فكر او مى گويد اگر منظور آنان از «مرگ تمدن ها» اين باشد كه كل فرهنگ هر يك از تمدن ها «مرده» يعنى
[١]ـ پيتريم الكساندرويچ سوروكين در نقطه اى از شمال شرقى روسيه، در يك خانواده ى فقير روسى بدنيا آمد. در ده سالگى والدين خود را از دست داد و تا سن يازده سالگى هرگز شهر را نديد و از نعمت خواندن و نوشتن محروم بود. او كارگر مزرعه، صنعت گرى دوره گرد، كارگر كارخانه، معلم مدرسه، بليط فروش دوره گرد، روزنامه نگار و بالاخره عضو كابينه ى كرنسكى (Kernesky)، و عضو «مجمع قانون اساسى روسيه» بود. او روشن گرى انقلابى، استاد دانشگاه و از دوستان لنين بود.
سوروكين پس از آن كه به دانشگاه سنت پترزبورگ راه يافت در سال ١٩٢٢ ميلادى به اخذ درجه ى دكترى در جامعه شناسى نائل آمد. آرا و عقايدش با ماركسيسم سازگارى نداشت و با انتقاد از اين مكتب از تدريس در دانشگاه محروم شد.
در سال ١٩٢٢ از شوروى تبعيد شد. ابتدا به «برلين» رفت و سپس به چكسلواكى پناهنده شد. در سال ١٩٢٣ دعوت نامه اى از امريكا براى او ارسال شد تا درباره ى تاريخ «انقلاب شوروى» به تدريس بپردازد. از سال ١٩٢٤ تا ١٩٣٠ در دانشگاه منيسوتا (Minesota) به عنوان استاد كرسى جامعه شناسى به تدريس پرداخت. در سال ١٩٣٠ به دانشگاه هاروارد فراخوانده شد. او بيش از ٣٠ جلد كتاب ارزشمند و بيش از ٢٠٠ مقاله علمى نوشت و آثارش به زبان هاى گوناگون ترجمه شد.
سرانجام پيش گويى ها و هشدارهاى تند و هراس انگيز وى درباره ى بحران هاى اجتماعى و پيام پايان سير تمدن حسى عصر حاضر بسيارى از جامعه شناسان غربى را بر آن داشت تا او را هدف طعن قرار داده، طوفان خشم و انتقاد در مورد وى آن چنان بالا گرفت كه به ناچار گوشه ى عزلت گزيد، ليكن تا آخرين لحظات حيات از فعاليت علمى دست نكشيد و سرانجام در فوريه ى سال ١٩٦٨ در سن ٧٩ سالگى ديده از جهان فروبست.