بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٥٦ - نتيجه گيرى
مذهب و شهود داده اند. به عبارت ديگر او بر اين باور است كه هنگامى كه تمدنى زواياى اخلاقى و معنوى خود را از دست داد و منحصر بر بينشى سطحى، ظاهرى و حسى شد; از آن جا كه ديگر سيراب كننده ى نيازهاى معنوى و روحى جامعه نمى باشد، به ناچار دگر بار ضرورت مذهب و شهود احساس مى شود و آن تمدن حسى محو و تمدنى مبتنى بر نياز اساسى بشر يعنى نياز شهودى و مذهبى جايگزين مى شود. از ديدگاه سوروكين نقطه ى طلوع تمدن ها مذهب، شهود و عامل هاى معنوى و زمان مرگ آن فراموشى اين ارزش هاى متعالى و انحصار به مظاهر پست حسى مبتنى بر عين، مشاهده و احساس است. سوروكين معتقد است فرهنگ و تمدن هر جامعه اى هنگامى كه به مرحله ى منحط انسان گرايى مادى رسيد زمان اضمحلال آن است و پس از اين فروپاشى، مجدداً تمدن و فرهنگى مبتنى بر اصول مذهب، معنوى و اخلاقى ظهور مى كند. اين قول سوروكين را مى توان چنين تعبير نمود كه نيروى خلاق و حافظ و يا اساس هر تمدنى مذهب و معنويت است و هنگامى كه تمدن و فرهنگى از اساس خود جدا شد و جاى خود را به مادى گرايى داد مساوى با مرگ آن فرهنگ و تمدن است. پس بر اين اساس سازنده و نگه دارنده ى هر تمدنى مذهب است و اين ناشى از نياز طبيعى بشر و جامعه به مذهب و اخلاق است، به همين جهت سوروكين به نقل از شوايتزر و در تأييد مدعاى او مى گويد رنسانس اخلاقى مانند گردش خون براى تجديد حيات تمدن ها ضرورى است. سوروكين معتقد است نتيجه ى پژوهش هاى تاريخى او نشان داده است تمدن ها به هنگام اضمحلال و مرگ مذهب ستيز و ضداخلاقى بوده اند و بدين سان او فنا و نيستى تمدن ها را در تعارض آن ها با مذهب و اخلاق مى داند. وى معتقد است نجات دهنده ى فرهنگ ها و تمدن هاى در حال اضمحلال كه در واپسين مرحله هاى سقوط هستند احياى نهضت هاى اخلاقى، معنوى و مذهبى است. از نگاه سوروكين عامل تحرك و حيات تمدن و تاريخ، مذهب و اخلاق است. سوروكين اعتقاد دارد عصر كنونى (تمدن