پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢١ - درخواست هاى ابراهيم
السَّمِيعُ الْعَلِيمُ». [١]
دوّمين چيزى كه از خداوند طلبيد، تسليم بودنِ او و فرزندش، هر دو، در برابر اراده و خواست خداوند و روى گردانى از هر چه جز اوست. و همين طور، امّتى سراپا تسليم از ميان «ذُريّه و نسل» او و اسماعيل پديد آيد، ذريّهاى كه همانندِ همه پديدههاى جهان، همواره بر محورِ حق و عدل بوده و هيچ گاه، خود را به هيچ گونه ظلم و باطلى، نيالايند، «وَ مِنْ ذُرّيَّتِنَا امَّةً مُسْلِمَةً».
سوّمين چيزى كه اين دو؛ پدر و پسر، از خداوند طلب كردند، ارائه مناسكِ مربوط به اين معبدِ توحيد بود، تا بر طبق آن عمل كنند و همه انگيزهها و رفتارهاى خود را بر اساس آن، نظم دهند و در پرتو اين مناسك از همه جاذبههاى باز دارنده، بِرَهند، و توبه شان در پيشگاهِ پروردگارشان پذيرفته شود.
چهارمين و آخرين چيزى كه ابراهيم و فرزندش در نيايش خود، با خداوند، در ميان نهادند، برانگيخته شدن پيامبرى از همين «ذُرِّيه»؛ از ميان اين نسلى، كه از اسلام فطرىِ پايدار، بر خوردار است و همواره در برابر خداوند تسليم است، برانگيخته شود، براى تلاوت آيات الهى و تعليم كتاب و پروردن و بار آوردنِ انسانهايى پاك و پاكيزه براى هدايت خلق: «رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مّنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ ءَايتِكَ وَ يُعَلّمُهُمُ الْكِتبَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكّيهِمْ ...».
نتيجه اين كه، ابراهيم و پسرش اسماعيل، پس از بناى دوباره كعبه، از خداوند خواستند، تا در سايه ربوبيّت خود، اين كار ناچيز را بپذيرد و آن دو، و برخى از ذريّه ايشان را، فرمانبردارِ خالص خود قرار دهد و مناسك و شيوههاى بندگى را،
[١]. از خدا خواست تا در روشنايى ربوبيّت خويش، سنگ و گلى را كه بر روى هم چيده است و در معرض فنا و زوال است، مانند ديگر ثابتهاى عالم، ثبات و بقا بخشد و اين خانه كه به دست او و فرزندش احياء شده، براى هميشه محور توحيد و تعليم كتاب و تلاوت آيات و تزكيه نفوس آدميان و قبله موحدان، باقى بماند.