پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣ - مهم ترين نقشِ دينى امام
امام، غايب است و آنگاه، كه اراده حقّ اقتضا كند ظهور خواهد كرد و جهان را آكنده از داد خواهد ساخت و مدينه فاضله نبوى را تحقّق خواهد بخشيد: «يَمْلَا الأرْضَ عَدْلًا وقِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوراًو ظُلْماً». [١] و او صاحبِ «زمان» و همو، مهدى موعود- عجّل اللَّه تعالى فرجه- است.
در تجزيه و تحليلهاى سنّتى در حوزه امامت، بيشتر دو بخش: شرايط امام و مسئوليتهاى امامت مورد نظر بوده است. و بىترديد، بررسى همين دو بخش، توانسته است به بسيارى از پرسشها، كه در پيرامون امامت مطرح است، پاسخ دهد.
و امّا آن چه اكنون و در اينجا، بدان اشاره مىشود، تبيين برجستهترين و حياتىترين نقشِ دينى امام است؛ يعنى مرجعيت انحصارى او، در تفسير قرآن و تأويل حقايق آن و تبيين شريعت و نفى و طردِ هرگونه روشهاى ظنّى در ارائه مفاهيم دينى است. و اين نكته بسيار ظريفى است، كه براى فهمهاى استوار تصوّر حقيقت امامت با توجه به اين نقش حياتى كه دارد، از تصديقِ به تنصيصِ به آن، از جانب خداوند و تأكيد آن، به وسيله سنّت و ابلاغِ آن به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز، برخوردارى از ويژگى عصمت علمى و عملى و دانش فراوان امام، جدا نخواهد بود.
به باور ما شيعيان، امام بايد در تفسير قرآن و تأويل حقايق آن و تبيين شريعت و در سنّتشناسى، داناترين و از هر حيث سرآمد همگان باشد. و از اين رو بود، كه پيامبر صلى الله عليه و آله در دهها حديث معتبر مؤكّدانه و مشفقانه اصرار بر رجوع به اهلبيت عليهم السلام داشت، و امير مؤمنان على عليه السلام در بسيارى از خطابههاى خود به دانش فراوان خويش استناد مىكرد و مىفرمود:
[١]. كافى، ج ١، ص ٣٣٨؛ المهدى، ص ١٩٤.