پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - خطاى سوّم
خطاى دوّم:
مؤلّف در كتاب خود، زير عنوانِ: «آيا كشتن امام به سود اسلام بود؟» [١] و همين طور، زير عنوانِ: «خسارت جبرانناپذير»، [٢] بر اين تصوّر است كه حادثه كربلا و در نهايت، شهادت آن شهيد بزرگ، براى اسلام و مسلمانان خسارت بوده است.
خطاى سوّم:
و امّا خطاى سوّم اينكه، با تأمّل در كتاب ياد شده، بر اساس تحليلى كه از قيام عاشورا شده است، روشن مىشود كه قيام امام عليه السلام هيچ توجيه مقبولى، جز دفاع شخصى ندارد. بدين معنا كه امام عليه السلام آن گاه كه خود را در محاصره دشمن ديد و از پيروزى و حركت اصلاحى خود مأيوس شد- از آنجا كه تسليم دشمن شدن شايسته شخصيّت و جايگاه معنوى و كرامت انسانى او نبود- به دفاع از خود و خاندانش، ايستادگى كرد و سرانجام در اين راه به شهادت رسيد.
و امّا آنچه در اين كتاب بدان پرداخته مىشود بررسى و نقد و تحليل همين سه خطاى اساسى است.
نخست: اينكه مؤلّف از يك سو، بر آن است كه امام عليه السلام براى تأسيس حكومت و انجام اصلاحات اساسى قيام كرد:
محيط سياسى اسلام تشنه قيام و اقدام اوست و روح بزرگ و اصلاح طلبِ امام عليه السلام هم پيش از وقت، منتظر فرصت بود كه پس از مرگ معاويه اگر شرايط مساعد باشد، اصلاحات وسيعى را در
[١]. شهيد جاويد، ص ٣٧٦.
[٢]. همان، ص ٣٩٣.