پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٩ - خطاى نخست
را به گونهاى ادامه مىدهد كه، نتيجه آن، انكار آگاهى امام عليه السلام است.
در حقيقت، اين همه تأكيد بر انكار خواب امام عليه السلام در كنار قبر جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله، و فرمانِ آن حضرت بر بيرون رفتن به سوى عراق (اخْرُج الَى الْعِرَاقْ) [١] و همين طور، انكارِ سخنِ امّ سلمه و گفتوگوى محمّد حنفيّه و ترديدِ در دلالت و معناى سخن امام عليه السلام كه فرمود: «مَنْ لَحِقَ بِي اسْتَشْهَدَ» [٢] و انكارِ سخنى كه پس از ورود به كربلا فرموده است: «هيهُنَا وَاللَّهُ مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفِكُ دِمَائِنَا ...» [٣] و نيز، ترديد در معنا و مفهوم آن، و خدشه در بخش پايانى سخنرانى امام عليه السلام، در روز هشتم ذى حجّة در مكّه: «خُطَّ المَوتُ عَلَى وُلْدِ آدَمَ ...»، [٤] همه و همه، به انگيزه آن است كه امام حسين عليه السلام از سرنوشت نهايى خود و ياران و اهل بيتش آگاهى نداشت. البته چنين انكارى از سوى برخى نظريّهپردازانِ پديده عاشورا بىسابقه نيست؛ از همين رو محقّقانِ از مقتلنويسان، در مقتلهاى خود از آن ياد كرده و به نقدِ آن پرداختهاند و بدان پاسخهاى مناسب دادهاند. [٥]
[١]. ملهوف ابن طاووس، ص ١٢٨؛ ينابيع المودّة، ج ٣، ص ٦٠.
[٢]. كامل الزيارات، ص ١٥٧، ح ١٩٥؛ بصائر الدرجات، ص ٤٨٢؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٨٧، ح ٢٣.
[٣]. ملهوف، ص ١٣٩.
[٤]. ملهوف، ص ١٢٦؛ كشف الغمّة، ج ٢، ص ٢٩.
[٥]. بنى هاشم با آن كه شمارشان كم نبود به جز تنى چند از دودمان ابوطالب عليه السلام با وى همراه نشدند. چرا؟ آيا مىدانستند كه سفر حسين عليه السلام راه شهادت است نه راه حكومت؟ آيا مىدانستند كه حسين عليه السلام كشته مىشود و آنها به طمع دنيا و آرزوى دولت از آن حضرت كنارهگيرى كردند؟ هر چند آرزو را به گور بردند. امام حسين عليه السلام در ساعت حركت و خروج از مدينه اين پيام را براى بنى هاشم فرستاد: «أمَّا بَعْدُ فَإنَّ مَنْ لَحِقَ بِي اسْتُشْهِدَ وَمَنْ لَمْ يَلْحَقْ بِي لَمْ يُدْرِكِ الْفَتْحَ وَالسَّلَامَ؛ هركس با من آيد به شهادت خواهد رسيد و آن كه با من نيايد به فتح و پيروزى نخواهد رسيد»، (كامل الزيارات ص ٧٥).
از اين پيام امام عليه السلام دانسته مىشود كه چون بنى هاشم مىدانستند حسين عليه السلام كشته خواهد شد در خدمت آن حضرت بار سفر نبستند و به اميد رسيدن به دنيا كنارهگيرى كردند.