پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٠ - آيا قيام حسين عليه السلام دفاع شخصى بود؟
پس از خود تا آخِرِ تاريخ، و بر همه بشريت و تمدّنهاى پس از خود، حق دارد و همه و هر كدام به گونهاى مديون و مرهون اويند.
آيا قيام حسين عليه السلام دفاع شخصى بود؟
مؤلّف آورده است كه:
اين مطلب توجّه اهل نظر را جلب مىكند كه امام حسين عليه السلام گاهى از تشكيل حكومت اسلامى، سخن مىگويد و در ضمن خطبهاى مىفرمايد: «نَحْنُ اوْلى بِوِلايَةِ هذا الامْرِ مِنْ هؤُلاءِ؛ ما براى زمامدارى و حكومت اسلامى از اينان يعنى بنى اميّه شايستهتريم.
و گاهى، مسئله كنارهگيرى را به ميان مىكشد و مىفرمايد: «دَعُونِي انْصَرِفُ الى مَأمَنِي؛ مرا آزاد بگذاريد به جايى بروم كه امنيّت داشته باشم». و گاهى، دم از كشته شدن مىزند و مىفرمايد: «انِّي لا أَرَى الْمَوْتَ إلّاسَعَادَةً؛ من مرگ را به جز سعادت نمىبينم». آيا امام مىخواسته است، هم تشكيل حكومت بدهد و هم كنارهگيرى كند و هم كشته شود؟ آيا اين سه مطلب با هم سازگار است؟! براى جوابگويى به اين سؤال بايد گفت: امام حسين عليه السلام در مرحله دوّم قيام [١] منظورش اين بود كه علاوه بر نپذيرفتن بيعتِ يزيد، با تشكيل حكومت نيرومند اسلامى چنان كه تقاضاى آزاديخواهان
[١]. نويسنده شهيد جاويد قيام امام حسين عليه السلام را چهار مرحله دانسته است: مرحله اول مقاومت و دفاع در مقابل تهاجم و ضمناً بررسى اوضاع سياسى و زمينه تشكيل حكومت بوده و مرحله دوّم هم مقاومت و دفاع بوده و هم اقدام براى تشكيل حكومت و مرحله سوم و چهارم دفاع خالص بوده است، (شهيد جاويد، صص ١٧٧- ١٧٩).