پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠١ - خطاى سوّم
زمينه تشكيل حكومت و ساير شئون حياتى مسسلمانان شروع كند و از كشور اسير و ضربت خورده اسلام، كشورى آزاد و آباد بسازد.
و چنان كه آرزوى مردم عدالت خواه است، جهان اسلام را به سوى تكامل مادى و معنوى رهبرى نمايد. اين بود محيط سياسى اسلام و اين بود موقعيت امام حسين عليه السلام و اين بود آرزوى مردم. [١]
و امّا از سوى ديگر، اين پرسش را مطرح مىكند:
طبق روايات قطعى، رسول خدا صلى الله عليه و آله قبلًا شهادت حضرت سيّدالشهداء را پيشگويى فرموده بود و خود امام حسين عليه السلام از همان زمان كودكى مىدانست كه سرانجام شهيد خواهد شد. ولى آيا امامى كه مىداند كشته مىشود چگونه ممكن است تصميم بگيرد، كه با نيروى نظامى خويش حكومت يزيد را بكوبد؟. [٢]
قهراً نتيجه تصالح ميان آن نظريّه و اين پرسش، آن است كه امام عليه السلام در مبارزه با يزيد، از اين كه در نهايت به شهادت خواهد رسيد، آگاه نبوده است؛ چرا كه عزم راسخ بر تأسيس حكومت با آگاهى از كشته شدن، پيش از تحقّق مقصود، به هيچ روى قابل تصالح و توجيه معقولى نيست. و اين پريشانگويى از جانب مؤلّف از آن روست، كه به گمان او آماده شدن براى مبارزه و بسيج نيروها براى نيل به مقصود از يك سو، و آگاهى از شهادت در اين مبارزه از سوى ديگر، امكانپذير نيست. و به طور قطع، لازمه چنين گُمان نادرستى، همان انكارِ آگاهى از شهادت در اين مبارزه است. و دريغا، كه بيشترِ مباحثِ كتابِ" شهيد جاويد" بر پايه همين گُمان نادرست، بنا نهاده شده است.
[١]. همان، ص ١٩.
[٢]. همان، ص ٦.