پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢١ - تأكيدى بر مدّعاى ما
و كار بعثت را تمام كند و نام و ياد محمّد صلى الله عليه و آله و دستاوردِ دوران نبوّتش را از يادها بِبَرَد.
پس سكوت امام حسين عليه السلام بر اساس تعهّد الهى و تكليف انسانى كه داشت، در آن شرايط سخت و سنگين، فروغلتيدن در هلاكت و تباهى بود. براى همين، آنها كه امام عليه السلام را تنها رها كردند و از اطاعت و يارى او سرباز زدند، خويشتن را به هلاكت و نكبت درافكندند. و در رستاخيز نيز، در پيشگاهِ خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله شرمسار خواهند بود و به كيفر گناه خود، خواهند رسيد.
امام حسين عليه السلام خود و يارانش را به كام مرگ درافكند، تا اسلام را از مرگ حتمى نجات بخشد و چنين شد. او يك رسالت تاريخى نسبت به اسلام و انسانيّتِ مظلوم داشت و انجام اين رسالت، جز با شهادت او و يارانش امكانپذير نبود. و امام در پرتو آگاهى الهىِ خويش، اين رسالت عظيم را دريافت و در راه تحقّق آن، حماسه عظيم شهادت را رقم زد. براى همين، سخنان سطحى ابن عبّاس و خيرخواهىهاى عاطفى برادرش محمّد بن حنفيه، و مصلحتانديشى ديگرِ مصلحتانديشان، نمىتوانست او را از انجام اين رسالت بزرگ باز دارد.
تأكيدى بر مدّعاى ما
افزون بر پيش گفتهها، مواردى در منابع استناد مؤلّف: مانند تاريخ طبرى و ...
وجود دارد كه تأكيد و تأييدى بر مدّعاى ماست و در اين جا، به پارهاى از آنها اشاره مىشود:
١. طبرى در تاريخ خود از «ابومخنف» درباره «زُهَير» و ديدارِ او با امام عليه السلام آورده است كه: زهير پس از بازگشت از ديدار خود با امام عليه السلام به ياران خود چنين گفت: