پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢ - ضرورت وجود امام در هر عصر و روزگار
ناباورىها، كه در درون خويش جاى داده بودند، هنوز مِهر گوسالههاى سامريانِ جاهلى را بر دل داشتند: «وَ أُشْرِبُوا فِى قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ»، [١] كه پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رحلت فرمود.
٥- افزون بر همه اينها، افق فكرى اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله، حتّى اصحاب قديم او، با افق فكرى پيامبر فاصله بسيارى داشت. على عليه السلام فرمود:
وَ لَيسَ كُلُّ اصحَابِ رَسوُلِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله مَنْ كَانَ يَسْأَلُهُ وَ يَسْتَفْهِمُهُ، حتَّى إنْ كَانُوا لَيُحِبُّونَ أنْ يَجِىءَ الاعْرَابِىُّ وَالطَّارِىءُ، فَيَسْأَلُهُ عليه السلام حَتَّى يَسْمَعُوا. [٢]
همه ياران پيامبر صلى الله عليه و آله چنان نبودند كه از او چيزى بپرسند و معناى واقعى آن را درخواست كنند تا آنجا كه عدّهاى دوست داشتند، عربى بيابانى يا سؤال كنندهاى از آن حضرت بپرسد و آنها پاسخ آن را بشنوند.
درباره ابوبكر نوشتهاند، در حالى به خلافت نشست، كه در وجودش اثرى از نبوغ علمى يا احاطه بر تعاليم و شريعت اسلامى نبود. سابقه چندان درخشانى نيز، در زندگى نداشت؛ نه در جهاد دليرى ورزيده بود، و نه اخلاص و تقدّمى داشت، و نه ملكات فاضله يا پارسايى جالب توجّهى، در وى سراغ مىرفت، و نه ثباتى در مرامش بروز داده بود. توانايى عملىاش براى رهبرى فكرى و دينى امّت اسلامى، كه فرزانگانى نظير سلمان و ابوذر و عمّار و ... و دستِكم بزرگانى چون ابنعبّاس، در ميانِشان بود، تا سرحدِّ عدم- ناچيز بود. چنان كه در علم تفسير از وى چيزى كه در خورِ يادآورى باشد، در كتب تفاسير و حديث نمىتوان يافت.
[١]. بقره، آيه ٩٣.
[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٢١٠.