پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٥ - نگاهى به آياتِ غيب
نسازد، مگر آن را كه به پيامبرى پسندد و برگزيند؛ زيرا كه از پيش روى و از پشت سرش نگهبانانى گسيل مىدارد، تا معلوم كند كه پيامهاى پروردگارشان را رساندهاند، و [خداى] آن چه را در نزد ايشان (پيامبران) است [به دانش] فرا گرفته و عدد همه چيز را شمار كرده است.
«وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِى مِن رُّسُلِهِ ى مَن يَشَآءُ». [١]
و خداوند بر آن نيست كه شما را بر نهان و ناپيدا- غيب- آگاه سازد و ليكن خدا از فرستادگان خود هر كه را خواهد برمىگزيند.
نتيجه اين سه دسته از آيات، كه مربوط به علم غيب، آن است كه علمِ غيب به سان هر كمالى- بالأصالة- از آنِ خداوند است و تنها اوست كه كليدهاى غيب را در دست دارد و همه نهانىها براى او آشكار است. و- بِالتَّبَع و بِالعَرض و به افاضه ربوبى- در اختيار پيامبران الهى است و از طريق آنان در اختيار اوصياى ايشان است.
بر اين اساس، پيامبران از آن حيث كه پيامبرند، داناى به غيب نيستند و اين خداى داناى به غيب است، كه آنها را از اين موهبت الهى برخوردار مىسازد. و در حقيقت هر كمالى كه پيامبران دارند، از جمله علم غيب، از سوى خداوند به آنان افاضه شده است.
و از آنجا كه پيامبران، به لحاظ مرتبه وجودى با يكديگر متفاوتند، در دريافت كمالات وجودى، و از جمله دانش غيب نيز، متفاوت خواهند بود:
[١]. آل عمران، آيه ١٧٩.