پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٤ - چرا بايد در شگفت بود؟
باليدهاند. و به تصريح قرآن و به تأييد روايات، اجابت دعاى ابراهيم شيخ الانبياء هستند. آرى، جاى هيچ گونه شگفتى نيست و نبايد باشد. خداى «وَاهِبُ العِلْمِ وَالْعَقْلِ» در سايه سار پاكى و ورع و تسليم و رضا و جهاد در راه حق و بندگى خالص و نابِ آن اولياى الهى، پهناىِ جانشان را لبريز از علوم ربّانى، كرده است.
به يقين خاستگاه اين شگفتى جهل و نادانى ما خاك نشينان، از منزلتِ والاى آنان است. [١] عبداللَّه بن ابان زيّات (روغنفروش)، كه در نزد حضرت رضا عليه السلام از
[١]. برخى از ساده لوحانِ ساده انديش، كم سواد و «قَلِيلُ الفَهْمِ» كه گاهى شور هدايت را نيز در سر دارند، مىپندارند؛ اين ما هستيم كه على و اولادِ على (اهل بيت پيامبر عليهم السلام) را بالا مىبريم. براى همين مىگويند: اين بزرگان را آن اندازه بالا نبريد، كه از دستْ رَسِ ما دور باشند و دور مانند. به آنها ويژگىهاى فرابشرى ندهيد، كه از الگو بودن بيفتند! ما بالا نمىبريم، اساساً ما كى هستيم؟! آنها، خود بالايند. امام رضا عليه السلام فرمود: «بِحَيْثُ النَّجْمِ مِنْ ايدِي المُتَناوِلينَ، وَ وَصْفِ الواصِفِينَ؛ به منزله اخترى (ستاره زهره) از دست رسِ دست يازان و توصيف واصفان بدور است»، (اصول كافى، ج ١، ص ١٩٨).
اين خداوند است، كه آنها را بالا برده است: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَآ ءَاتَل- هُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِى فَقَدْ ءَاتَيْنَآ ءَالَ إِبْرَ هِيمَ الْكِتبَ وَالْحِكْمَةَ وَءَاتَيْنهُم مُّلْكًا عَظِيمًا»؛ آيا براى آن چه خداوند به آنان از بخشش خود داده است، رشك مىبرند؟ بىگمان ما به خاندان ابراهيم كتاب [آسمانى] و فرزانگى داديم و به آنان فرمانروايى سترگى بخشيديم» (نساء، آيه ٥٤). و امّا الگو بودنِشان با داشتن ويژگىهاى فرابشرى، به هيچ وجه در تعارض نيست؛ چرا كه پيامبران، به ويژه ابراهيم و حضرت محمّد صلى الله عليه و آله، به تصريح قرآن كريم، با اين كه بشرند، و امّا ويژگىهاى فرابشرى دارند، بهترين و نيكوترين الگو براى ما آدمياناند: «قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِى إِبْرَ هِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُو»؛ بىگمان براى شما در ابراهيم و همراهان وى سرمشقى نيكوست» (ممتحنه، آيه ٤). «لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لّمَن كَانَ يَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْأَخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا»؛ بىگمان براى شما در فرستاده خداوند سرمشقى نيكوست، براى آن كس كه به خداوند و به روز بازپسين، اميد دارد و خداوند را بسيار ياد مىكند» (احزاب، آيه ٢١).
افزون بر اين، الگو بودن بدين معنا نيست كه پيروانِ پيامبر، يا امام، در روشناىِ اقتداى به آنان، هم سطح و هم سنگ و طرازِ آنان شوند؛ كه اين ناممكن و آرزويى دست نيافتنى است و مدعى چنين منزلتى، به طور قطع، دروغگوىِ دروغپرداز، و در حوزه معرفت از ضعيفان و درماندگان است. و اساساً، چه نسبت خاك را با عالم پاك «ايْنَ التّرابُ وَرَبُّ الأرباب»؟ چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا؟ على عليه السلام فرمود: «أَلا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِهِ، أَلا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ، وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ، أَلا وَ إِنَّكُمْ لا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ، وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ، وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ؛ آگاه باش، كه هر پيروى را پيشوايى است، كه پيروى آن پيشوا كند و از روشنايى دانشِ وى روشنى گيرد. نيز، بدان كه پيشواى شما از نوشيدنى و خوردنى اين جهان، به دو جامه فرسوده و دو گِرده نان بسنده كرده است. آرى، شما توان چنين روش را نداريد، امّا مىتوانيد با پارسايى و بازكوشى و پاكدامنى و دورى جستن از گناه، مرا يارى دهيد»، (نهج البلاغه، نامه ٤٥).