پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٢ - خطاى سوّم
دوّم: اينكه، دليلهاى عامّ وشاملى كه آگاهى از غيب را براى هر امامى و به ويژه، امام حسين عليه السلام اثبات مىكند، مورد انكار مؤلّف قرار گرفته است؛ پارهاى را، به لحاظ استناد تاريخى مردود شناخته وپارهاى ديگر را، به لحاظ محتوا مورد ترديد قرار داده است.
في الْمَثَل، در توضيح معناى سخن امام عليه السلام كه فرمود: «مَنْ لَحِقَ بِى اسْتَشْهَدَ؛ هر كس با من آيد، به شهادت خواهد رسيد» مىگويد:
منظور امام عليه السلام در اين سخن آن است كه هر كس به من ملحق شود، در معرض شهادت خواهد بود. [١]
در حالى كه معناى «اسْتِشْهَاد» جز شهادت و كشته شدن نيست. اين اصرارِ پر شگفتِ نويسنده، براى توجيههاى سردِ خود، ريشه در باورِ او دارد؛ يعنى بر اين باور است كه امام در اين سفر از پايان كار خود (شهادت)، آگاه نبوده است.
انگيزه انكار:
البته ما بر اين باور نيستيم كه همه دليلها بر آگاهى امام از شهادت خود، به لحاظ تاريخى، قطعى است. اگر چه محقّقان و بزرگان از مقتلنويسان، همينها را قطعى دانسته و به آنها استناد كردهاند. ولى سخن ما اين است كه انكار همه آنها از سوى مؤلّف محترم صرفاً، به دليل اجتهاد در تاريخ نيست؛ بلكه به منظور اثبات باور خود؛ يعنى آگاه نبودن امام عليه السلام از شهادت خود، در اين سفر است.
سوّم: اين كه، مؤلّف زير عنوان «عقده گشوده» [٢] و نيز در پايان كتاب با عنوان «آيا كشتن امام عليه السلام به سود اسلام بود» [٣] و همين طور، در جاهاى ديگر، مطالبى
[١]. همان، ص ١٢٧.
[٢]. همان، ص ٨.
[٣]. همان، ص ٣٧٦.