پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨١ - صاحبانِ امر كيانند؟
ديگرى را به كارى وادارد، يا اين كه او را از كارى بازدارد و به زندگى او مرز و شكل بدهد، مگر خدايى كه او را آفريده و اصل هستى او و همه كمالات هستىاش، از اوست. و به همه صلاح و فساد او آگاه است و جز به صلاح بندگانش، فرمان نمىراند. امّا همانطور كه گفته شد، اين اصل در مواردى كارآيى خود را از دست مىدهد. در اين صورت، مصالح آدميان اقتضاى آن دارد كه اصل يا اصول ديگرى، كه در حوزه حيات آن كارآمدتر است، جايگزين آن گردد. و آن موارد:
يكى، حوزه فرمانهاى خداوند؛ يعنى واداشتن و بازداشتنهاست و
دوِ ديگر، فرمانهايى است كه از سوى زبدگان و نخبگان جامعه بر اساس مصالح انسانها، صادر مىشود.
و اين اصل، اگرچه در مرتبه نخستين نيست امّا حاكم بر آن و بر وفق دركِ عقل فطرى و سرشت ناب و خواست طبيعى انسانها و پسندِ عقلاى جهان است.
و اكنون اين پرسش اساسى، به گونهاى جدّى، مطرح مىشود: آن انسانى كه در همه فضيلتها، گوى سبقت ربوده و ستيغ بلندِ انسانيت و قلّههاى رفيع علم و عمل را فتح كرده و به حكم عقل و درك فطرتِ ناب، آدميان براى وصول به سعادت ابدى و دستيابى به همه ارزشهاى انسانى، ناگزير از پيروى اويند، كيست؟ به تعبير دقيقتر، اين انسانى كه عقل و فطرت آدمى او را، بىهيچ قيد و شرطى، «مُطاع» مىداند چه كسى است؟ اين پرسشِ اساسى را خداى تعالى خود، كه آفريدگار انسان است و همه اوامر و نواهىِ او (واداشتنها و بازداشتنهايش)، از منبعِ حكمت لايزالش مايه مىگيرد و مصالح و مفاسد بندگان را پشتوانه امر و نهى خود قرار داده است، در آيه مورد بحث، به روشنى پاسخ داده است كه با مددگيرى از آيات ديگر، كه در حقيقت مفسِّرِ اين آيه كريمهاند، او را مىشناسيم و به جايگاهِ رفيع او پى مىبريم. «يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ».