پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠ - ضرورت وجود امام در هر عصر و روزگار
«لّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن م بَيّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَىَّ عَن م بَيّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ». [١] و نيز؛ وجود امام لطفى از سوى خدا به بندگان است؛ زيرا با وجود امام در ميان آنها، پراكندگى آنان جمع و ريسمان وحدت آنان متصل مىگردد و ناتوان از توانمندِ زورگو و نيازمند از ثروتمند، حقّ خود را مىستاند و جاهل از كارهاى خلاف، دست برمىدارد و غافل بيدار مىگردد. و هر گاه چنين امامى وجود نداشته باشد، شريعت الهى و بيشترِ احكام دين و اركان اسلام، مانند جهاد و امر به معروف و نهى از منكر و داورىها و نظير اينها، باطل و تعطيل مىشود و سودى كه از آنها در نظر است از بين مىرود.
و امّا غيبت بعضى از امامان در برههاى از زمانها و تعطيل احكام در زمانهاى طولانى، از سوى مردم ناشى شده است، نه از سوى امام. [٢]
از اين رو، نقصى در لطف خداى سبحان وارد نمىآيد؛ زيرا تنها چيزى كه در اين زمينه بر خدا لازم است ايجاد امام براى مردم است، تا آنان را از پراكندگى برهاند، و اگر مردم به خاطر عدم قابليّت و سوء استعداد خود، زمينه عمل او را فراهم نياورند، حجّتى بر خداوند نيست؛ چرا كه خداوند بر آن نبود، كه به آنان ستم كند ولى آنان خود به خويش، ستم مىورزيدند: «فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ». [٣] و اين نكتهاى است كه در كمالات و خيرات ديگر نيز به همينگونه است؛ زيرا كمالات
[١]. انفال، آيه ٤٢.
[٢]. وُجودُهُ لُطْفٌ وَتَصَرُّفُهُ آخَرُ وَعَدَمُهُ مِنَّا، (كشف المراد في تجريد الاعتقاد، ص ٣٦٢).
[٣]. روم، آيه ٩.