پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨ - ضرورت وجود امام در هر عصر و روزگار
اماميان، بر وجوب عقلىِ تعيين امام از جانب خداوند تكيه كرده، از انتصاب الهى؛ يعنى نظريّه «نَصّ» دفاع مىكنند. و از امامت به عنوانِ رهبرى و سيادت جامعه دينى، سخن مىگويند. و در حقيقت، با اعتقادِ يقينى و خدشهناپذير به ختم نبوّت و انقطاع وحى الهى و كمال آن وقطع اخبار آسمانى، بر اين باورند كه حفظ و استمرار شريعت و آموزههاى وحى، جز از طريقِ وجودِ مستمرّ و همواره «حجّت الهى» امكانپذير نيست. از اين رو، بر ضرورت وجود حجّت در زمين، تا برپايى رستاخيز، و ضرروتِ وجودِ نصّ الهى بر گزينش امام، تأكيد مىورزند. حكيم متألّه مولى محسن فيض درباره فلسفه وجودى امام، گويد:
آن چه درباره وجه نيازمندى به پيامبران گفته شد، عيناً درباره نيازمندى به اوصياء و جانشينان آنان- يعنى امامان پس از آنها، تا ظهور پيامبرى ديگر- جارى است. زيرا نيازمندى به آنان اختصاصى به زمان و شرائط معينى ندارد، و باقىبودن كتابها و شرايع آنان بدون وجود سرپرستى، براى آنها و شخصى كه عالم به آنها باشد، كافى نيست. آيا نمىبينى كه همه فرقههاى مختلف به دليل جهلشان به كتاب خدا و انحراف دلها و پراكندگى خواستههاشان چگونه درباره مذاهب خود به كتاب خداى- عزيز و جليل- استناد مىكنند؟! از اين گونه برخورد با كتاب خدا ظاهر مىشود، كه هر پيامبرى، كه از سوى خداوند با كتابى فرستاده شده، لازم است براى خود وصيّى نصب كند، كه اسرار نبوّت خويش و اسرار كتابى را، كه نازل شده به او بسپارد و مبهماتِ آن كتاب را براى او روشن سازد، تا آن وصىّ، حجّتِ آن پيامبر بر قوم خود باشد. و نيز، امّت وى با آراء و عقول خود در آن كتاب تصرّف