پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٥ - تبيين دوباره از هدف امام عليه السلام
٣. در «ذى حَسم» پس از سپاس و ستايش خداوند فرمود:
الَا تَرَوْنَ انَّ الحَقَّ لَايُعْمَلُ بِهِ؛ وَانَّ البَاطِلَ لَايُتَنَاهى عَنْهُ، لِيَرْغَبَ المُؤمِنُ في لِقَاءِ اللَّهِ مُحِقّاً؛ فَانّي لَاارَى المَوْتَ إلّاشَهادَةً، وَ لَاالحَيَوةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إلّابَرَماً. [١]
آيا نمىبينيد به حقّ عمل نمىشود؟ و كسى از باطل رو نمىگرداند اين جاست كه مردم باايمان آرزومند لقاء و ديدار خدا مىگردد، من مرگ را به جز خوش بختى و زندگى با ستمگران را جز ستوه و بدبختى نمىدانم.
امام حسين عليه السلام در اين نامه و اين دوسخنرانى به تصريح، هدف قيام خود را اعلام كرد: كه مبارزه با بىعدالتى، امربه معروف و نهى از منكر، احياى سيره و روش پيامبر صلى الله عليه و آله و راه و رسم على عليه السلام، و احياى حقّ و اماته باطل است. سخن بر سرِ تشكيل حكومت اسلامى و اگر توفيق نيافت، صلح شرافتمندانه، نيست؛ بلكه سخن از امر به معروف و نهى از منكر و احياى اسلام است و در اين راه كشته شدن.
جالب اين كه پيشْ نهادهاى سهگانه؛ يعنى بازگشت به مكّه و مدينه يا تسليم بى قيد و شرطِ يزيد شدن و يا تبعيد شدن به يكى از مرزها، افزون بر ضعف منبعِ استناد آن، اساساً حتّا براى نظير طبرى، كه از آنها ياد كرده است، امرى پوشيده است؛ او مىگويد:
پنداشتهاند كه حسين عليه السلام، چنين پيشنهادى به عمر بن سعد كرده باشد. [٢]
[١]. همان.
[٢]. همان، ج ٩، ٣١٢.