پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٦ - تبيين دوباره از هدف امام عليه السلام
آيا كسى چون حسين عليه السلام كه يزيد را بزرگترين مصيبت براى اسلام مىداند و بر اين باور است، كه يزيد به پيروى از پدرش، بر سرِ آن است كه اسلام را تباه كند و بساط وحى را برچيند، آيا به او پيشْنهاد صلح مىدهد؟ آيا حسين عليه السلام مىپذيرد كه انسانِ پليد و پلشتى چون يزيد را، كه شعارش اين بود: «لا خَبَرٌ جَاءَ وَ لا وَحيٌ نَزَلْ» [١] بر اريكه حكومت وحى و قرآن ببيند؟ حسين عليه السلام روز عاشورا در كربلا در برابر چندين هزار دشمن كه آهنگِ جان او كرده بودند ايستاد، و در حالى كه گروهى زن و فرزند پشت سرش بودند و پس از او بى كس و تنها مىماندند و به اسارت برده مىشدند، همچنان استوار و نستوهْ ايستاد و فرمود:
«هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ؛ [٢] ذلّت و پستى از ساحتِ ما دور است». آيا چنين مرد بزرگ و با عزّت، اكنون كه در محاصره يزيديان است، مىپذيرد كه يا تسليم شود يا او را به هر جا كه مىخواهند تبعيد كنند؟ «هَيْهاتَ»!
اين سخن «هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» در روز عاشورا نمايانگر عظمت روح و نيّت و همّت بلندِ امام حسين عليه السلام است، و صداى مُهيبِ آن مانند «رعد» در همه آفاق جهان درپيچيد، كه بزرگ مردى چون حسين عليه السلام، آن گاه كه در محاصره دشمن بود، حتّا آب و نان به روىاش بسته شده بود، در حالى كه عدّهاى زن و خواهر و دختر و كودكان همراه داشت، و در حالى كه گرامىترين عزيزانش را از قبيل پسر و برادر و برادر زادگان و عمو زادگان و دوستان مخلص در خطر كشته شدن مىديد، محكم و پابر جا ايستاد و بىآنكه كوچكترين ترديدى در رأى او پديد آيد فرياد برآورد: «هَيْهاتَ مَنَّا الذِّلَّةُ» و تن به پستى و ذلّت نسپرد. آيا چنين مردى را مىسزد كه پيشْنهادِ تسليم شدن را به انسان پست و پلشتى چون عمرسعد
[١]. روضة الواعظين، ص ١٩١.
[٢]. الاحتجاج، ج ٢، ص ٩٩؛ مثير الاحزان، ص ٥٥؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٨٣.