پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٢ - فصل ششم امامت و آگاهى از علمِ غيب
نگهدارندهاى نيست، مگر آن كه خدا بر او رحم آورد. امّا هنوز سخن نوح به پايان نرسيده بود، كه موج برخاست و سيلِ تند، ميان آن دو؛ پدر و پسر، جدايى افكند. نوح از شدت تأثر و سوزِ اندوهِ درونى، كه در دل داشت، دست تضرع و زارى، به درگاه پروردگارِ پناهِ مصيبتزدگان و فريادرس بيچارگان برداشت و گفت: پروردگارا، پسرم از خاندان من است و همانا وعده تو، راست است، كه خاندانم را رهايى مىبخشى و تو برترين داورانى. [١] پس خداى گفت: اى نوح، او از خاندانِ تو- خاندان نبوّت- نيست، او را كردارى ناشايسته است و خاندانِ نبوّتش گم شده است؛ چرا كه با قيچى كفر و عناد رشته ارتباط خود را، از تو بگسسته و از ايمان و تصديق رسالت تو، روى گردانده است. پس چيزى را كه بدان دانش ندارى از من مخواه؛ من تو را پند مىدهم كه مبادا از نابخردان باشى.
او بناچار، جام مرگ را خواهد نوشيد و در كام عذاب فرو خواهد رفت. بر حذر باش كه در اين گونه موارد، وارد نشوى و در آن چه حقيقتش بر تو نهان است، سخن نگويى.
نوح گفت: پروردگارا، من به تو، پناه مىبرم از اين كه چيزى را از تو بخواهم كه مرا بدان دانشى نيست. و اگر مرا نيامرزى و بر من نبخشايى از زيانكاران خواهم بود؛ «قَالَ رَبّ إِنّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسَلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِ ى عِلْمٌ وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِى وَ تَرْحَمْنِى أَكُن مّنَ الْخسِرِينَ». [٢]
بنابراين، آن چه پيامبران از حقايقِ غيب برخوردارند از سوى خداوند است:
[١]. «وَ نَادَى نُوحٌ رَّبَّهُو فَقَالَ رَبّ إِنَّ ابْنِى مِنْ أَهْلِى وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنتَ أَحْكَمُ الْحكِمِينَ» (هود، آيه ٤٥). مراد از وعده خداوند همان است كه فرمود: «قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ ءَامَنَ»؛ گفتيم در آن (كشتى) از هر گونهاى، دو تا (نر و ماده)، بردار و [نيز] خانوادهات را- همسر و فرزند- جز آنكس كه درباره وى، از پيش [بر هلاكت او] سخن رفته است- و [نيز] هركس را كه ايمان آورده است»، (همان، آيه ٤٠).
[٢]. همان، آيه ٤٧.