پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٤ - فصل چهارم رهبرى و فرماندهىِ طالوت
رشته كارها به دست گيرم. سموئيل گفت: اين خواست خداوند و وحى اوست. از اين رو، در برابر اين نعمت او را سپاس بگذار و خود را براى جهاد آماده كن. آن گاه دست طالوت را بگرفت، و او را نزد سران قوم بنى اسرائيل آورد و گفت:
خداوند طالوت را به پادشاهى شما برگزيده و حق رياست و سلطنت به او داده است. و بر شماست كه از او پيروى كنيد، و فرمانش را گردن نهيد. پس كار خود را سامان دهيد، و براى رويارويى با دشمن به يارى اش برخيزيد: «وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا ...».
اين سخن سموئيل آنها را، سخت به شگفتى واداشت و نشانههاى اكراه و انكار در قيافه هاشان پديدار شد؛ زيرا از گمنامى و تهى دستى و پريشان حالى طالوت، آگاه بودند. به يكديگر نگريسته و ابروها بالا بردند و گفتند: چگونه او بر ما پادشاه شود، در حالى كه نسبى اصيل ندارد و از خانواده كريم نيست؟ نه از فرزندانِ «لاوى» است، كه از شاخسار شجره نبوّت باشد و نه از دودمان «يهودا» است، تا تخت و تاج سلطنت را به ارث بَرَد. علاوه، چگونه مردى فقير را به حكومت بر ما مىگمارى؟ در حالى كه ما همگى صاحبان ثروت و جاه و جلال ايم، و از شوكت و حشمت و قدرت برخوردار: «قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مّنَ الْمَالِ ...».
سموئيل گفت: زمامدارى و كشور دارى و فرماندهىِ سپاه را با ثروت و نسب چه نسبت است؟! [١] نسب عالى براى شخص فرومايه و كم خرد، كه از آيين كشور دارى و تدبير كارها بيگانه است، چه سود؟! و ثروت سرشار براى كسى كه ذهن عقيم دارد و در ساماندهى كارها كج فهم است، چه حاصلى بار مىآورد؟! و اما طالوت را خداوند به خاطر شايستگى و توانمندى و دانايىاش، بر شما برترى
[١]. اينَ التّرابُ وَرَبُّ الاربَابِ؟ چه نسبت خاك را با عالم پاك؟